{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماهور

ماهور
سرم حسابی درد میکرد
حوصلمم سر رفته بود
چیکار کنم
مهدخت سر کاره
اهان میرم اینستا
وژدان : خاک تو سرت که کلا تو اینستا ولی
من: می کوبمت ها برو حوصله ندارم
اصن میرم بیرون
رفتم لباس پوشیدم
از خونه رفتم بیرون
تو خیابونا راه میرفتم به مردم نگاه میکردم
تهران
اگه تا چندسال پیش بهم میگفتین با جون دل قبول میکردم بیام اینجا
ولی الان بخاطر درس فقط اینجام
زمان از دستم در رفت ساعت ۷غروب بود
یه سر برم بام تهران
خیلی وقت اونجا نرفتم تقریبا از وقتی مهدخت اومد تهران
2سالی میشه
چند دقیقه بعد
دلم برای اینجا تنگ شده بود
رفتم نشستم روصندلی
هیچکس نبود برام عجیب بود
اینجا همیشه این ساعتا شلوغ بود
دوسال گذشته ماهور همه چی عوض شد
اروم شروع کردم به حرف زدن از همه دلتنگیام میگفتم
با خدا که درد دل میکردم سبک میشدم
چشام تمام مدت بسته بود
بوی عطر اومد اینجا که کسی نبود
حتما از یجا دیگست
دوباره شروع کردم حرف زدن
از همه چی میگفتم
درد دل غرغر
تموم که شد چند دقیقه ساکت شدم
-شما همیشه میاین اینجا
این کی بود نکنه جن بود
وژدان : احمق اگه جن بود ازت سوال می پرسید
من: من چه میدونم مگه جن دیدم تا حالا
من اگه مزاحم باشه چی الان با کیف میزنمش
جیق کشیدم بدون اینکه نگاه کنم شروع کردم به زدن طرف
+خانوم ول کنین جان کن غلط کردم باهاتون حرف زدم
اه این که این پرست همون معروفه که همسایمون بود
بهش نگاه کردم
گفت : شما عادت دارین هر کسیو ندیده بزنید
من: نه ولی شما مثل اینکه عادت دارین وسط درد دل ادم با خدا بپرین وسط
پسره : ولی جواب سوالمو ندادین
من : کدوم سوال
پسره: خانوم مثل اینکه الزایمر دارینا همیشه میاین اینجا
من : اول اینکه الزایمر خودت داری دوم اینکه نه سوم اینکه از دوسال پیش نمیام
به دستش نگاه کردم اخ ماهور انقدر بد زدی از دستش داره خون میاد
داخل کیفم گشتم یه پارچه کوچیک پیدا کردم
-دستتو بده
+ها
-میگم دستت بده
+تو دستتو بده کار نداشته باش دستشو به سمتم دراز کرد
با پارچه دستشو بستم
+وا خانوم چیکار می کنی
-دستت داشت خون میومد بستم
-اها
+من دیگه دارم میرم خداحافظ
-واستا
+ها
-منو توکه همسایه ایم میرسونمت
+باشه
وژدان :واس چی قبول کردی دیونه اگه بدزتت چی
من: حرف نزن بابا خواننده مملکته واس چی منو بدزده دوم اینکه من قیافه دارم اصن که منو بدزده
سوار ماشینش شدم
ماشین روشن کرد
بعدم درجا ضبط روشن کرد
رپ گوش میده!
اصن معلوم نبود چی میگه
زیرلب گفت : پرهام اینا چیه گوش میدی
اهنگ عوض کرد
اهنگ شروع کرد به خوندن
سینا درخشنده -اره عاشقم یار (اسمش یادم نمیاد یه تیکشو نوشتم)
پارت چطور بود
به بخشید دیر شد معلمو راه میر بهمون تکلیف میده معذرت میخوام
نظر بدین دیگه ☺
دیدگاه ها (۴)

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 18نویسنده:«اونا کمی حرف زدن ...

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۰" در آغوش رویای آبی ات "...

قفس سیاه p3

پارت ۱۰ بچه ها ببخشید اگه اشتباه تایپی داشت من تازه ناخن گذا...

پسر بد (63)

ارامش محال part 3

رمان تهیونگ

چند پارتی

🎭 آخرین نقشپارت سیزدهمآخرین روز فیلم‌برداری رسیده بود.همه‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط