سنگینی بغض پرستو ها دم رفتن
سنگینی بغض پرستو ها دم رفتن
دلتنگی تلخ تمام این خیابان ها
گاهی توهم باچتر از دنیای من ردشو
گاهی بیا در بغض بیخوابی زندان ها
وقتی دلم از وسعت تقویم میگیرد
جایی ندارم جز تب آغوش ابان ها
هرشب تو را بین تمام مردم این شهر
گم میکنم در وحشت گنگ خیابان ها
هرشب تورا گم میکنم درخستگی هایم
در حس منفور شب وابستگی هایم
هرشب تکانم میدهد چیزی که گم کردم
فکر تمام حجم پاییزی که گم کردم
هرشب تکانم میدهد چیزی که یادم نیست
احساس خوب گنگ و لبریزی که یادم نیست
هرشب به دنبال تو هستم توی اشعارم
در صد معبر های این ذهن گرفتارم
چشم انتظاری ها کنار بغض گلدان ها
بهبود بیماران عشقی توی زندان ها
خاموشی دیوانه وار شاعران حتی
اندازه ی قول و قرار شاعران حتی
فرقی ندارد زیر باران های ابانی
بین تمام مردم خوب خیابانی
گم کرده ام نام خودم را گرچه میدانم
گم کرده ام نام خودم را گرچه میدانی
غلامرضا فرزانیان
ابان 93......
دلتنگی تلخ تمام این خیابان ها
گاهی توهم باچتر از دنیای من ردشو
گاهی بیا در بغض بیخوابی زندان ها
وقتی دلم از وسعت تقویم میگیرد
جایی ندارم جز تب آغوش ابان ها
هرشب تو را بین تمام مردم این شهر
گم میکنم در وحشت گنگ خیابان ها
هرشب تورا گم میکنم درخستگی هایم
در حس منفور شب وابستگی هایم
هرشب تکانم میدهد چیزی که گم کردم
فکر تمام حجم پاییزی که گم کردم
هرشب تکانم میدهد چیزی که یادم نیست
احساس خوب گنگ و لبریزی که یادم نیست
هرشب به دنبال تو هستم توی اشعارم
در صد معبر های این ذهن گرفتارم
چشم انتظاری ها کنار بغض گلدان ها
بهبود بیماران عشقی توی زندان ها
خاموشی دیوانه وار شاعران حتی
اندازه ی قول و قرار شاعران حتی
فرقی ندارد زیر باران های ابانی
بین تمام مردم خوب خیابانی
گم کرده ام نام خودم را گرچه میدانم
گم کرده ام نام خودم را گرچه میدانی
غلامرضا فرزانیان
ابان 93......
- ۶.۳k
- ۱۷ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط