{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر هزارتا رومان مینویسه

برادر هزارتا رومان مینویسه
بعد میری روماناش رو میخونی
نه صحنه داره🗿
نه بغل داره🗿🗿
حتی بوسه هم ندارهههه🗿🗿🗿
برادر چه حوصه ای داری این قدر مینویسی🗿💔
دوساعت کاراکتر هاش میحرفن بعد دوتا حرف عاشقانه مینویسه میگه تمام شد🗿✨️


























































































































گشادی منم برای رومان دادن همینه گلم🗿✨️
دیدگاه ها (۹)

سناریو قفل آبی پارت ۱

پارت۲«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» ~چشم ارباب، خب اون یتیمه و فقط یه برادر بزرگ...

وقتی اکسته و میخواد بهت برگردهکل سالن اسلیترین رنگ سبز به خو...

برادر ناتنی من Part6جونکوک آره ( بم رو بغل می‌کنه و میاره ) ...

ابلیس

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟗ویو فردا صبح.همه دور میز جمع بودن و مش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط