{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱
ویو تهیونگ:
امروز کنسرت شوگا بود و هممون قرار بود بریم کنسرتش
ولی از اینور کمپانی بهمون گفت که دو ساعت قبل از کنسرت باید بریم اونجا تا اجرا یک گروه دخترا به اسم بد گرل رو ببینیم
با اینکه از دخترا خوشم نمیاد چون همشون به صورت های ارایش کرده لباس های باز معروفن
این پسرا چجوری عاشق میشن اونم عاشق اینا مطمئنم یه اجرای حوصله سربر دارن با کلی اکتای کیوت که مسخرس ولی خب اشکال نداره میرم

ویو ات:
واییی امروز اجرا داریم باورم نمیشه این اولین کنسرت ماعه اهنگمون به اهنگ خشن و رپه کمپانی یه لباس خیلی باز یه نیم تنه با یه شورتک داده بهمون ولی من اصلا از لباس باز خوشم نمیاد به کمپانی بابت لباس اعتراض مردم و اونم بهم گفت برو هرچی میخوای بپوش ببینم چیز بهتری میپوشی یا نه (😐)
رفتم سمت اتاق لباس ها( نمیدونستم بهش چی میگن😂) که هانا رو دیدم
هانا : سلام ات اینجا چیکار میکنی؟
ات: سلام هانا هیچی ( براش توضیح داد چیشده)
کمکم میکنی ه لباس قشنگ بپوشم؟
هانا : اره اره بیا بریم
دستشو گرفت و رفتن توی اتاق
هانا : ات به فکری به ذهنم رسید
ات: چی؟
هانا : یه شلوار بگ بپوش با یه لباس بالا نافی ( اسلاید سوم)
ات :اره اره فکر خوبیه هم قشنگه هم باز نیست خیلی
به کمپانی گفتن کمپانی هم قبول کرد
ساعت ۷ بود و وقتش بود که اجرا رو شروع کنن رقصشون یه رقص مثل چالش بود و اصلا از اکت های کیوت و دخترانه استفاده نکرده بودن
ات یه چهره با میکاپ کم ولی جوری بود که وایب مافیا میداد
( اسلاید دوم) و خیلی جذاب بود لباسش هم مشکی با موهای تیره بلند و موج دار.
( راستی ات و بقیه گروهشون نمیدونن که گروه بی تی اس اونجا هستن 😅. باورتون بشه یا نه خیلی طرفدار دارن )
کنسرت شروع شد و هر کدوم از اعضا وقتی نوبت به پارتش میشد درحالی که داشت پارتش رو میخوند وارد میشه تهیونگ هم با بی حوصلگی فقط نگاه میکرد و هیچی نمیگفت معلوم بود خوشش نمیاد اونجا باشه ولی خب نشسته بود تا اینکه ات با صدای بم و زنونه خودش با اون تیپ جذاب وارد میشه و پارت خودش که رپ بود رو میخونه که تهیونگ...........




خب دیگه بسه بریم برا پارت بعد
شرط
۵ لایک❤
۳ کامنت💬
دیدگاه ها (۵)

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

وقتی دنس میری

عشق بعد نفرت

پارت 33 رمان عشق مدرسه ای مینهو: شاید لیسا: بزار 5 دقیقه دیگ...

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

پارت ۵۴🌅 ویو آتکم‌کم هوا تاریک‌تر شد و ساحل خلوت‌تر شد. وسای...

رمان

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط