𝐀𝐥𝐨𝐧𝐞 𝐢𝐧 𝐒𝐞𝐨𝐮𝐥 فصل ۴ پارت ۱۸
جیمی_ارمی هم بنظر نمیومد
_نه اون طرفدار کیپاپ نیست زیاد
جیمی_اوکی برو بخواب دیگه
_بازجویی تمام شد؟
جیمی_یههههه
پاشدم رفتم بالا تو اتاقم درو بستم برگشتم دیدم تهیونگ یک وری دستشو زیر سرش گذاشته و لم داده به من نگاه میکنه
_اینجا چیکار میکنی؟برو بخواب دیگه
ته_اومدم بخوابم دیگه پیش عشقم
_پیش من؟ولی چرا؟
بلند شد اومد پیشم منو چسبوند به در از پشت سرم اروم درو قفل کرد و خمار به چشام نگاه میکرد
_تهیونگ خوبی؟چیشده
ته_لباتو میخوام
_باشه چرا اینجوری میکنی بریم بخوابیم
ته_الان همینجا
_تهیونگ تو چته؟
ته_نمیدونم چمه تحریک شدم درد دارم
_چی داری میگی تهیونگ؟هیچی میفهمی
ته_بخدا دست خودم نیست ا.ت میخوامت
بعد منو برد روی تخت انداخت روم خیمه زد
_میخوای چیکار کنی تورو خدا اذیتم نکن لطفا
ته_اذیتت نمیکنم قول میدم حتی کوچیک ترین اذیتی برات ایجاد نشه
خیلی میترسیدم اخه من یک ایدولم اگه اینجوری بشه منو اخراج میکنن
_چیز نکن چیزه ینی از چیز.....
ته_چی از چیز؟
_چیز دیگه من دخترم منو زن نکن....
ته_چی داری میگی تو مگه میخوام چیکارت کنم؟
_ینی نمیخوای کاری بکنی؟
ته_اسکل شدی ا.ت چی داری میگی؟من فقط میخوام ببوسمت
_واقعا؟هوف خداروشکر ترسیدم
ته_ولی نه یک بوس عادی😈💦
سرشو برد تو گردنم و کیس مارک های ریزی میزاشت گاهی هم میمکید و لیس میزد
ناله های ریز ریز میکردم
ته_لباست خیلی مزاحمه درش بیار
_نه من این کارو نمیکنم
ته_پس منم جرش میدم
_نههه باشه باشه درش میارم پاشو
از روم پاشد و نشست منم نشستم
_روتو اونور کن
ته_هوففف بجنب دیگه الان حسم میپره
پشتشو کرد منم سریع یقه اسکی مو در اوردم میخواستم تیشرت بردارم که منو کشید و دوباره روم خیمه زد داشتم از خجالت میمردم
ته_حالا بهتر شد
بعد دوباره رفت سراغ گردنم به نظرم فردا گردنم همه جاش کبوده....انگشای کشیده اش رو اروم روی شکمم میکشید و به بالا وخ ط های فرضی ایجاد میکرد و منو یه جورایی شکنجه میداد انگار تارسید به س.و.ت.ی.ن.م
از زیرش س.ی.ن.ه هامو تو دستش گرفت و رفت سراغ لبام خیلی به طور وحشیانه میخوردشون و زبونشو میچرخوند تو دهنم من فقط خیلی خوشحال بودم که قرار نبود رابطه داشته باشیم
منم از لذت زیاد همراهیش میکردم و میبوسیدمش تا اینکه ازم جدا شد و روی تخت خوابید
_الان چیشد؟
ته_حسم پرید خوابم گرفت
_یااااا چرا این کارو میکنی من هنوز داشتم لذت میبردم
ته_چراااا؟اولش از اینکه فکر کردی میخوام باهات رابطه داشته باشم خیلی ترسیدی😈
_نه از این ترسیدم چون اگه چیزی میشد خب من یک ایدول تازه واردم خوب نیست از الان اینجوری شه خیلی برای تووو بد میشه من که چیزی نیست منو هنوز کسی نمیشناسه
یهو از گوشیم نوتیف اومد میسو بود
میسو_دختررررر اهنگتو دیدی؟چقدر بازدید زدن دختر؟..........
_نه اون طرفدار کیپاپ نیست زیاد
جیمی_اوکی برو بخواب دیگه
_بازجویی تمام شد؟
جیمی_یههههه
پاشدم رفتم بالا تو اتاقم درو بستم برگشتم دیدم تهیونگ یک وری دستشو زیر سرش گذاشته و لم داده به من نگاه میکنه
_اینجا چیکار میکنی؟برو بخواب دیگه
ته_اومدم بخوابم دیگه پیش عشقم
_پیش من؟ولی چرا؟
بلند شد اومد پیشم منو چسبوند به در از پشت سرم اروم درو قفل کرد و خمار به چشام نگاه میکرد
_تهیونگ خوبی؟چیشده
ته_لباتو میخوام
_باشه چرا اینجوری میکنی بریم بخوابیم
ته_الان همینجا
_تهیونگ تو چته؟
ته_نمیدونم چمه تحریک شدم درد دارم
_چی داری میگی تهیونگ؟هیچی میفهمی
ته_بخدا دست خودم نیست ا.ت میخوامت
بعد منو برد روی تخت انداخت روم خیمه زد
_میخوای چیکار کنی تورو خدا اذیتم نکن لطفا
ته_اذیتت نمیکنم قول میدم حتی کوچیک ترین اذیتی برات ایجاد نشه
خیلی میترسیدم اخه من یک ایدولم اگه اینجوری بشه منو اخراج میکنن
_چیز نکن چیزه ینی از چیز.....
ته_چی از چیز؟
_چیز دیگه من دخترم منو زن نکن....
ته_چی داری میگی تو مگه میخوام چیکارت کنم؟
_ینی نمیخوای کاری بکنی؟
ته_اسکل شدی ا.ت چی داری میگی؟من فقط میخوام ببوسمت
_واقعا؟هوف خداروشکر ترسیدم
ته_ولی نه یک بوس عادی😈💦
سرشو برد تو گردنم و کیس مارک های ریزی میزاشت گاهی هم میمکید و لیس میزد
ناله های ریز ریز میکردم
ته_لباست خیلی مزاحمه درش بیار
_نه من این کارو نمیکنم
ته_پس منم جرش میدم
_نههه باشه باشه درش میارم پاشو
از روم پاشد و نشست منم نشستم
_روتو اونور کن
ته_هوففف بجنب دیگه الان حسم میپره
پشتشو کرد منم سریع یقه اسکی مو در اوردم میخواستم تیشرت بردارم که منو کشید و دوباره روم خیمه زد داشتم از خجالت میمردم
ته_حالا بهتر شد
بعد دوباره رفت سراغ گردنم به نظرم فردا گردنم همه جاش کبوده....انگشای کشیده اش رو اروم روی شکمم میکشید و به بالا وخ ط های فرضی ایجاد میکرد و منو یه جورایی شکنجه میداد انگار تارسید به س.و.ت.ی.ن.م
از زیرش س.ی.ن.ه هامو تو دستش گرفت و رفت سراغ لبام خیلی به طور وحشیانه میخوردشون و زبونشو میچرخوند تو دهنم من فقط خیلی خوشحال بودم که قرار نبود رابطه داشته باشیم
منم از لذت زیاد همراهیش میکردم و میبوسیدمش تا اینکه ازم جدا شد و روی تخت خوابید
_الان چیشد؟
ته_حسم پرید خوابم گرفت
_یااااا چرا این کارو میکنی من هنوز داشتم لذت میبردم
ته_چراااا؟اولش از اینکه فکر کردی میخوام باهات رابطه داشته باشم خیلی ترسیدی😈
_نه از این ترسیدم چون اگه چیزی میشد خب من یک ایدول تازه واردم خوب نیست از الان اینجوری شه خیلی برای تووو بد میشه من که چیزی نیست منو هنوز کسی نمیشناسه
یهو از گوشیم نوتیف اومد میسو بود
میسو_دختررررر اهنگتو دیدی؟چقدر بازدید زدن دختر؟..........
- ۱۴.۵k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط