.
.
.
نگرانم ! ولي چه بايد كرد
عشق ، دلوا لپسي نمي فهمد
درد من ، خط ِ ميخي است عزيز
درد من را كسي نمي فهمد !
بغض كردن ميان خنديدن
تكيه دادن به كوه ِ نامرئي
خسته ام از ضوابط عُــرفي
خسته ام از روابط شــرعي
هيچ كس ، هيچ كس نمي داند
به نگاهت چه عادتي دارم
هيچ فرقي نمي كند ديگر
ــ اينكه با تو چه نسبتي دارم ــ
تف به هرچه اصــول ، هرچه فـُـروع
تف به هرچه ثواب ، هرچه گـــُـناه
توي تاريك خانه ي دنيا
عقل جن ّ است و عشق بسم الله !! « چشم هايت نگاه خيسم را
مثل ِ برق سه فاز ميگيرد »
تو برايم جرقه اي وقتي
خانه را بوي گاز مي گيرد !
زير آتش فشان ِ جنگ تو
يخ ِ هر چيز آب خواهد شد
مثل يك سرزمين ِ بي سرباز
همه چيزم خراب خواهد شد ... تو مرا زجر مي دهي عشقم
مــازوخيسمي كه دوستش دارم
من به اشغال تو درآمده ام
ــ صهيونيسمي كه دوستش دارم ! ــ .
.
نگرانم ! ولي چه بايد كرد
عشق ، دلوا لپسي نمي فهمد
درد من ، خط ِ ميخي است عزيز
درد من را كسي نمي فهمد !
بغض كردن ميان خنديدن
تكيه دادن به كوه ِ نامرئي
خسته ام از ضوابط عُــرفي
خسته ام از روابط شــرعي
هيچ كس ، هيچ كس نمي داند
به نگاهت چه عادتي دارم
هيچ فرقي نمي كند ديگر
ــ اينكه با تو چه نسبتي دارم ــ
تف به هرچه اصــول ، هرچه فـُـروع
تف به هرچه ثواب ، هرچه گـــُـناه
توي تاريك خانه ي دنيا
عقل جن ّ است و عشق بسم الله !! « چشم هايت نگاه خيسم را
مثل ِ برق سه فاز ميگيرد »
تو برايم جرقه اي وقتي
خانه را بوي گاز مي گيرد !
زير آتش فشان ِ جنگ تو
يخ ِ هر چيز آب خواهد شد
مثل يك سرزمين ِ بي سرباز
همه چيزم خراب خواهد شد ... تو مرا زجر مي دهي عشقم
مــازوخيسمي كه دوستش دارم
من به اشغال تو درآمده ام
ــ صهيونيسمي كه دوستش دارم ! ــ .
- ۱.۲k
- ۱۵ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط