{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگرانم ! ولی چه باید کرد

نگرانم ! ولی چه باید کرد
عشق ، دلواپسی نمی فهمد
درد من ، خط میخی است عزیز
درد ِ من را کسی نمی فهمد!
بغض کردن میان ِ خندیدن
تکیه دادن به کوه نامرئی
خسته ام از ضوابط عُرفی
خسته ام از روابط شرعی
هیچ کس، هیچ کس نمی داند
به نگاهت چه عادتی دارم
هیچ فرقی نمی کند دیگر
اینکه با تو چه نسبتی دارم
تف به هرچه اصول ، هرچه فروع
تف به هرچه ثواب ، هرچه گناه
توی تاریک خانه ی دنیا
عقل ، جن است و عشق ، بسم الله !
چشم هایت نگاه خیسم را
مثل برق سه فاز می گیرد
تو برایم جرقه ای وقتی
خانه را بوی گاز می گیرد !
زیر آتش فشان ِ جنگ تو
یخ ِ هر چیز آب خواهد شد
مثل ِ یک سرزمین ِ بی سرباز
همه چیزم خراب خواهد شد
تو مرا زجر می دهی عشقم
مازوخیسمی که دوستش دارم
من به اشغال ِ تو در آمده ام
صهیونیسمی که دوستش دارم !
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

پروانه جان

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط