نگرانم! ولی چه باید کرد..؟
نگرانم! ولی چه باید کرد..؟
عـــشق دلواپسی نمیفهمد..!
درد من، خطِ میخیاست عزیز...
درد من را کسی نمیفهمد..!
بغض کردن میانِ خندیدن...
تکیه دادن به کوهِ نامرئی...
خستهام از ضوابطِ عُرفی...
خستهام از روابطِ شرعی...
هیچکس، هیچکس نمیداند...
به نگاهت چه عادتی دارم...
هیچ فرقی نمیکند دیگر...
اینکه باتو چه نسبتی دارم...
چشمهایت نگاهِ خیسم را...
مثلِ برقه سهفاز می گیرد...
تو برایم جرقهای وقتی...
خانهام بوی آتش میگیرد...
تو مرا زجر میدهی هردم...
مـــازوخیسمی که دوستش دارم...
من به اشغالِ تو درآمدهام...
صهیونیسمی که دوستش دارم..!
عـــشق دلواپسی نمیفهمد..!
درد من، خطِ میخیاست عزیز...
درد من را کسی نمیفهمد..!
بغض کردن میانِ خندیدن...
تکیه دادن به کوهِ نامرئی...
خستهام از ضوابطِ عُرفی...
خستهام از روابطِ شرعی...
هیچکس، هیچکس نمیداند...
به نگاهت چه عادتی دارم...
هیچ فرقی نمیکند دیگر...
اینکه باتو چه نسبتی دارم...
چشمهایت نگاهِ خیسم را...
مثلِ برقه سهفاز می گیرد...
تو برایم جرقهای وقتی...
خانهام بوی آتش میگیرد...
تو مرا زجر میدهی هردم...
مـــازوخیسمی که دوستش دارم...
من به اشغالِ تو درآمدهام...
صهیونیسمی که دوستش دارم..!
- ۲.۱k
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط