مادربزرگم میگفت: "عشق" زورش زیاده که فرهاد رو کوه کن کرد

مادربزرگم میگفت: "عشق" زورش زیاده که فرهاد رو کوه کن کرده و مجنون رو بیابون‌گرد...
حالا که فکرشو میکنم تو انگار عاشق نبودی که روزگار مچ دوست داشتنت رو خوابوند...
#ریحان_دال
دیدگاه ها (۱۶)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

پرنسس ناخواسته

رمان : يك قدم تا توپارت ۵:علامت ها: ا.ت:+متیو:_ریگولاس:*دامب...

شاهکاری به نام دروغ

تک پارتی سینا ساعی وقتی

عشق منP5۳مچ دستمو از دستش کشیدمو رفتم سمت اتاقی که دخلش بودم...

پارت ۲ ویو ا.ت ا.ت : خب می‌خوام بدونم یونگی : حرفی که زدم ر...

💙کاش وقتی کسی رو دوست نداریم بازیش ندیم ، داستان نسازیم ، وا...

چند پارتی (درخواستی)

یه آرت چیبی از میکا (اونم فقط کله‌ش) ، ۴ ساعت و ۴۵ دقیقه ناق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط