ادامه پارت یک ...

سر جیمین رو گرفته بود داشت مجبورش میکرد کیک مالیده شده به صورتش رو لیس بزنه!
جیمین با خنده فرار کرد + تو دیگه یک مرد بالغی این کارا درست نیستتت..ولم کننننن
دوباره خنده هاشون با هم قاطی شده بود و مزش؟ خدای من مزه شیرین ترین خوراکی دنیا بود... خنده هایی که قرار بود سیاه بشه...خنده های صورتیشون!
+ هی کوک ! من یک سوپرایز گنده برات دارم! اولین شیطنت هجده سلگیمون !
_ من هنوز زن نگرفتم و گفته بودم بهت چندتا بچه میخوام؟
جیم... نمیخوام اول جونیم رو پشت میله های زندان باشم ! هیی قرار ک نیس پورن ببینیم ؟
و هیچ کس نفهمید یک نفر بین خنده هاشون داره میمیره!
جیمین درحالی ک صورتش رو جمع کرده بود گفت + درمورد من چی فکر کردی؟ فکر کردی من همچین ادمیم ؟ همچین کاره بی هیجان و تکراری ؟این قراره یک کار خیلی خفن باشه! تکرار میکنم ... خیلیییی خفننن
و همراه گفتن جمله ش دستاش رو انقد از هم دور میکنه تا بالاخره صدای جر خوردن استینش قسمت زیر بغلش رو بشنوه.
اونا روی تخت نشسته بودن و کوک منتظر بود تا جیمین کارشو بکنه! اون از توی کوله بزرگش یک جعبه بنفش رنگ دراورد .
کوک نگاهی به جیمین انداخت و معلومه ک جیمین فهمید اون چی میخواد!
_ این چیه جیم؟
+ همونطور ک میبینی این یک جعبه س!
دیدگاه ها (۰)

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

پارت ۸ | رئیس، شما مشکل دارین! 😂ساعت ده صبح بود.تهیونگ پشت م...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 🍰🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «آقای مشکی!» 𓂃 ࣪˖ ִֶ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.52(روایت از زبان ا.ت)بع...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

پارت دو

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط