{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما میگریخت
چند روزیست حالم دیدنیست
گاه بر روی زمین زل میزنم
گاه بر حافظ تفعل میزنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل امد که حالم را گرفت...
" ما ز یاران چشم یاری داشتیم "
" خود غلط بود انچه میپنداشتیم "
دیدگاه ها (۶)

دختر_زیبا

ـما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیمخود غلط بود آنچه ما پنداشتیم#ح...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

هیچ کس اشکی برای ما نریخت .هر که با مابود از ما میگریخت ... ...

⁣گاه بر روی زمین زل میزنمگاه بر حافظ تفأل میزنمحافظ دیوانه ف...

گاه بر روی زمین زل میزنمگاه بر حافظ تفأل میزنمحافظ دیوانه فا...

هيچ كس اشكي براي ما نريخت، هركه با ما بود ازما ميگريخت، چند ...

: هیچکس اشکی برای ما نریخت هرکه با ما بود از ما میگریخت چندر...

هیچکس اشکی برای ما نریخت هرکه بامابود ازما می گریخت چندروزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط