هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما میگریخت
چند روزیست حالم دیدنیست
گاه بر روی زمین زل میزنم
گاه بر حافظ تفعل میزنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل امد که حالم را گرفت...
" ما ز یاران چشم یاری داشتیم "
" خود غلط بود انچه میپنداشتیم "
هر که با ما بود از ما میگریخت
چند روزیست حالم دیدنیست
گاه بر روی زمین زل میزنم
گاه بر حافظ تفعل میزنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل امد که حالم را گرفت...
" ما ز یاران چشم یاری داشتیم "
" خود غلط بود انچه میپنداشتیم "
- ۲.۵k
- ۲۱ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط