: هیچکس اشکی برای ما نریخت هرکه با ما بود از ما میگریخت چ
: هیچکس اشکی برای ما نریخت هرکه با ما بود از ما میگریخت چندروزیست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفاعل میزنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت ما ز یاران چشم یاری داشتیم .....
- ۲.۲k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط