تو نیستی که ببینی

تو نیستی که ببینی

چگونه عطر تو در عمق لحظه هاست

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست

چگونه جای تو در زندگی سبز است

هنوز پنجره باز است

تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

به آن تبسم شیرین

                       به آن تبسم مهر

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند  

تمام گنجشکان

که در نبودن تو

                  مرا به باد ملامت گرفته اند

ترا به نام صدا می کنند
#ـــــــــــــــــــــــــــــــ*
لینک جدید کانال من در تلگرام*
https://t.me/joinchat/AAAAAENlpEGo_6l5xoZxRg
دیدگاه ها (۱۱)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

پارت ششم: «رقص در میان گرگ‌ها»نور لوستر مجلل سالن بزرگ عمارت...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

#تو_نیستی_که_ببینی ،چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریستچگونه ...

‌تو نیستے کہ ببینے..🌸🍃چگونہ عطر تو در عمق لحظہ ها جارےستچگون...

یادت ؛پرنده کوچکیستدر اقلیم دستانمکه هرگز پرواز رابه خاط...

#عاشقانه‍ تو نیستی که ببینی ،چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جار...

..تو نیستی که ببینیچگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ستچگونه ...

تو نیستی که ببینی تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط