وقتی آهنگ سازشونی...

چهار سالی میشد که به عنوان یه آهنگ ساز تو کمپانی جی وای پی استخدام شده بودی و انقد تو کارت مهارت داشتی که برای گروه های خیلی معرف کار میکردی که یکیشون گروه استری کیدز بود، تو با استری کیدز رو آهنگ هایی کار کردین که ترند جهانی شدن ،حالا یه چند سالی میگذره و تو و اونا باهم خیلی صمیمی شدین.
یه روز که خیلی عادی رفتی تو کمپانی و مشغول به کارات شدی یهو همه اعضای استری کیدز در اتاق کارتو باز کردن و جیغ کشیدن و دست زدن یه کیک دست ای ان بود که روش اسمت رو نوشته بود و باجمله تولدت مبارک تازه یادت اومد امروز تولدته تو خیلی سوپرایز شدی و بخاطر همین یه خنده بانمک روی لبات نشست که قند تو دل بنگ چان آب شد، *از اون موقعی که تو و بنگ چان باهم دوست شدین،چان عاشقت شده ولی بهت چیزی نگفته*
ای ان و اعضا: تولدت مبارک...
بعد از خوندن آهنگ تولد و فوت کردن اعضا خواستن برن سراغ کادو ها که؛
لینو: بچه ها کسی کادو هارو ندیده؟
اعضا همه با تعجب به دور ورشون نگا کردن تا دنبال کادو ها بگردن که اخر سر پیدا نکردن
چانگبین:راستی مگه قرار نیود چان هیونگ کادو هارو با خودش بیاره؟
با سوال چانگبین همه اعضا به چان با حالت تعجب نگا کردن و چان تازه به خودش اومد *اون داشت به تو فک میکرد*
چان:اوه...اوه(با لکنت) فک کنم...آااا...یادم رفته ببخشید
همه اعضا با ناراحتی به هم نگا کردن که چان ادامه داد
چان:ولی ا.ت قول میدم هدیه هارو بفرستم خونت
تو:لازم نیست بابا این کارا چیه شما ها همین الانم منو خجالت زده کردین
بعد از جشنی که اعضا برای تو ، تو سر کار گرفتن برگشتی خونه ، تازه لباساتو عوض کردی که در خونتو زدن رفتی نگا کنی کیه که دیدی دوستای صمیمیتن که از ایران اومدن کره درو براشون باز کردی و سلام و احوالپرسی کردین و متوجه شدی اونا واسه تولدت کیک درست کردنو اومدن تا باهات تولدتو جشن بگیرن همینکه داشتین حرف میزدین و کیک میخوردین در خونه دوباره زده شد
درو باز کردیو دیدی هدیه هایی که چان یادش رفته بود بیاره و گفت میفرسته دم در خونه ست.
هر هشتا عضو برات کادو گرفته بودن با دوستات که الان خیلی ذوق زده شده بودن از کادو ها داشتی کادو هارو باز میکردی که یکی از دوستات کادویه چانو باز کرد توش یه گل رز با پک لوازم آرایشی بود و عروسک ولف چان تو از کادوی چان خیلی ذوق کردی داشتی رنگای رژ پکو امتحان میکردی که یکی از دوستات گفت:هی یه نامه پیدا کردم از طرف...بنگ...چان...درست خوندم؟
تو:هی بدش به من
دوستت: نه نمیدم بزار ببینم چی نوشته...نوشته که ا.ت عزیز من و تو تواین چند سالی که باهم همکار و دوست بودیم خیلی خاطره های بانمک از هم داریم ولی من میخوام بیشتر از یه دوست باهم خاطره بسازیم میخوام تو همسرم باشی امیدوارم که قبول کنی راستی برو تویه عروسک ولف چانو بگرد یه سوپرایز واست دارم
تو عروسکو گشتی که دیدی یه حلقه یه خیلی خوشگل و البته گرون اونجاست دوستات تادیدن که یه حلقه توشه خیلی ذوق کردنو سرصدا را انداختن.
بعد از این که دوستات رفتن تو نشستی و حلقه رو تو دستت گرفتی حالا بگو ببینم قبول میکنی همسر بنگ چان بشی یانه؟
#تک_پارتی
#بنگچان
دیدگاه ها (۷)

دو پارتی هیونجین

🐰: بیاین یه کلمه‌ی کلیدی جدیدی انتخاب کنیم که دوست داریم است...

《عضو نهمی و بد جوری عاشقت میشه》یک سالی میشد که تازه عضو گروه...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p1یه چند ماهی میشد که ...

رومان قطره قرمز (پارت 8)

*ماهم رابطمون 10 از 10 بود اما شد 9 از 10 چون سرد رفتار میکر...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)بنگچان/ا.تساعت ۸ خوبه؟باشه پس منت...

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

intertwined fate of two enemies-part 6

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۳(last part) با چیزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط