کاش نقاش بودم تا طرح چشمان پر رمز و رازت را روی بومی زیبا

کاش نقاش بودم تا طرح چشمان پر رمز و رازت را روی بومی زیبا نقش می‌زدم و راه می‌افتادم در شهر و به همه نشان می‌دادم چشمی که مرا عاشق کرده چقدر زیباست..
بیخود نیست که شاعر گفته:
«بیچاره عاشقی که شود مبتلای چشم»

دلبر جانانم،
با هر نگاهت مرا می‌بری به سرزمین عشق، آنجا تنها نقطه‌ای از زمین است که من و تو، ما می‌شویم و می‌شوی همه‌ی روح و جانم..

سرزمینی که با هر بار پلک زدنت نسیم محبت را به روحم می‌رسانی و من چشم در چشم تو در نزدیک‌ترین نقطه به تو می‌ایستم و مات و مبهوتِ عاطفه‌ی نگاهت می‌شوم..

معشوق لحظه‌هایم،
بگذار حرف دل با تو بگویم، بگویم که:
«من عاشق چشمت شدم، شاید کمی هم بیشتر»

#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۱)

☆☆☆N☆☆☆☆می شود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنمحلقه ی پيوندمان ...

افتاده در چشم تو صاف

وقتی لب تو خنده زد

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

**(پارت ۱۱ - شروع طوفانیِ جدید: بازیِ شکنجه و خونسردی)**با ص...

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``مکنه لاینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط