{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه ای به خدا .

نامه ای به خدا .

سلام خوبی؟منو میشناسی؟ من همونم که تورو همیشه اذیتت میکنم همون که میگه خیلی دوست داره اما اذیتت میکنه ها!!!

چرا دیگه حالمو نمی پرسی میدونم با کارهام ازمن قهری اما بذار یه چیزی بگم ببخش که ناراحتت کرررردددم ببخش ببخش... تو بزرگی مثل من قلبت کوچیک نیست که زود ترک برداره!!!

صبح که از خواب بیدارشدم رفتم ملاقات خودم جلوی آینه چقدر لاغر چقدر رنگ پریده چقدر تنهاو چقدر سرگردان، از خودم وحشت کردم، زود خودمو کنار کشیدم قلبم تندتند میزد نه من اینو نمیشناسمش من اینی که هست نبودم...تو میشناسیش؟

خدایا چقدر اینی که جلو آینه ست تنش زخمی چرا؟

خدایا مگه این بنده تو نیست چرا اینقدر تنهاست؟

خدایا چه چیزی اینجوری ناامید وسرگردونش کرده؟

خدایا اونی که الان ایننقدر داغونش کرده چیه، کجاست؟

خدایـــا این ادمت خیلی تنها وخسته ست نگاهش کن پر از بغض هایه که تمومی نداره خدایا اگه بدم یا بدی کردم منو ببخش بذار سرمو بذارم روشونه مهربونتو اشک بریزم اندازه تمام لحظه های زجرآور زندگیم...

خدایا دلتنگتم دلم شکسته بیا ببرش پیش خودت من بدم اما تو که خوبی مهربونی نگاش کن دیگه حتی توان گریه کردنم نداره فکر کنم دیگه وقتش ببریش پیش خودت!!!

راستی اون منتظرت میمونه ها!!!
دیدگاه ها (۴)

آخرین باری که باهات خداحافظی کردم بهت گفتم که قول بده زود زو...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.17کوک:من خیلی احمق بودم..متاسفم*گر...

خنده ی ممنوعه.

professor Riddle p63

پارت ۳ ویو جیمین حرفاش مثل تیری توی قلبم فرو می‌رفت من اینقد...

وقتی بیماری قلبی داشتی...(پایانی)جونگکوک بعد از مرگ تو،دیگه ...

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط