ترانه ای را که برایت گفته بودمش فروختم با پولش نخ خریدم ز
ترانه ای را که برایت گفته بودمش فروختم با پولش نخ خریدم زخم دلم رو دوختم
روز تو جهنم می بینمت آخه من وتو جهنمی هستیم تو به جرم اینکه دل منو دزدیدی منم به جرم اینه یه عمر به جای خدا تو رو پرستیدم
خدا حافظ
باز باران بی ترانه
گریه هایم عاشقانه
میخورد بر سقف قلبم
یاد ایام تو داشتن
میزند سیلی به صورت
باورت شاید نباشد
مرده است قلبم ز دستت
فکر آنکه با تو بودم
با تو بودم شاد بودم
توی آن دشت نگاهت
گم شدن در خاطراتت ...
روز تو جهنم می بینمت آخه من وتو جهنمی هستیم تو به جرم اینکه دل منو دزدیدی منم به جرم اینه یه عمر به جای خدا تو رو پرستیدم
خدا حافظ
باز باران بی ترانه
گریه هایم عاشقانه
میخورد بر سقف قلبم
یاد ایام تو داشتن
میزند سیلی به صورت
باورت شاید نباشد
مرده است قلبم ز دستت
فکر آنکه با تو بودم
با تو بودم شاد بودم
توی آن دشت نگاهت
گم شدن در خاطراتت ...
- ۱.۷k
- ۱۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط