ترانه ای را که برایت گفته بودمش فروختم با پولش نخ خریدم ز

ترانه ای را که برایت گفته بودمش فروختم با پولش نخ خریدم زخم دلم رو دوختم

روز تو جهنم می بینمت آخه من وتو جهنمی هستیم تو به جرم اینکه دل منو دزدیدی منم به جرم اینه یه عمر به جای خدا تو رو پرستیدم
خدا حافظ

باز باران بی ترانه

گریه هایم عاشقانه

می‌خورد بر سقف قلبم

یاد ایام تو داشتن

می‌زند سیلی به صورت

باورت شاید نباشد

مرده است قلبم ز دستت

فکر آنکه با تو بودم

با تو بودم شاد بودم

توی آن دشت نگاهت

گم شدن در خاطراتت ...
دیدگاه ها (۳)

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

پارت: 32 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، در حالی که یه...

پارت ۳۸

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹³ویو روزالین__________ا...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط