KIM Taehyung ادامه 4

منه عجیب***

م/ه: خب سلام دوباره بچه ها امیدوارم خسته نشده باشید.لطفا کتاب های ریاضیتون رو بزارید رو میز و اوه خانم ا/ت لطفا برید به دفتر اقای کیم
ا/ت: بله چشم(خدارو شکر از ریاضی متنفرم)(ا/ت پشت دره اتاقه تهیونگه)

ویو تهیونگ: خب باید حرفامو اماده کنم .اصن چی باید بگم اونم منی که روش کراشم.ها؟(در زدند)
تهیونگ: بله
ا/ت: منم ا/ت
تهیونگ: اوه اره بیا تو(یکم دستپاچه)(ا/ت اومدو نشست رو صندلی)
ا/ت: خب اقای کیم با من امری داشتید؟
تهیونگ: اولا اره دومن بگو تهیونگ و سومن بابت زتگ تفریح می خواستم ازت معذرت خواهی کنم
ا/ت: خب من میبخشمتون(تو غلط میکنی نبخشی)
تهیونگ: خوبه خب بیا این جعبه برایه تو هست
ا/ت:ببخشید تهیونگ این به چه مناسبت؟
تهیونگ: به خاطر اینکه تاپ استیودنت بودیو ما اینجا هر ترم برای تاپ استیودنتای مدرسه هدیه میدیم
ا/ت: اهان.(جعبه رو باز کرد و توش یه دستبند نیم طلای پروانه ای بود
ا/ت: وای مرسی خیلی خوشگله ممنونم
تهیونگ: حالا بکن دستت
ا/ت: اخه مگه تو مدرسه ممنوع نبود؟
تهیونگ:ببین اینجا من مدیرمو میگ چی خوبه چی بده اوکی؟
ا/ت: اوکی.(ا/ت خانوم در تلاش بستنه دستبند)
تهیونگ: بیا اینجا من کمکت کنم(ا/ت پاشد رفت اونور میزه تهیونگ جلوی تهیونگ وایساد تا دستبندو ببنده)
تهیونگ: خب بیا .خیلی به دستت قشنگه.دوستش داری؟
ا/ت: اره خیلی خوشگله.معلومه من دوسش ندارم که عاشقشم(ادمین حسود شد-_-»»»»)
تهیونگ: خب برو بشین .ببین این برگه ها رو از روی خط چین ها ببر .اینا برای اردوی فرداست بعد وقتی رفتی تو کلاس بین بچه ها پخش کن. باشه بیبی؟
ا/ت:چشم . چییییییی؟ بیبی؟ وات؟
تهیونگ: حب ببین ام چیزه من...
ا/ت:من...
تهیونگ: اول تو بگو
ا/ت: خب چیزه باشه بابا :» من روت کراشممممممممممم
تهیونگ: وای منممممم
ا/ت: واقعا . یعنی تو واقعا رو من کراشی؟
تهیونگ: اره خب مگه چیه دختر به خوشگلی و زرنگی تو معلومه ادم روش کراش میزنه(چشمک)
ا/ت: وای من خیلیییییی دوست دارم یعنی عاشقتم
تهیونگ: منم پرنسس کوچولو
تهیونگ: خب دیگه برو سر کلاست الان معلم شک مینه بدو
ا/ت : باشه(میاد جلو و لپ تهیونگو بوس میکنه)


راستی اسلاید بعدی عکس خودمه&*****8
دیدگاه ها (۲۷)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو میتسویا پارت ۳

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

سناریو سانزو پارت ۲

My Boy❄

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط