داشتم با خودم فکر میکردم حالا که تو رفتی و دل کندی!...

داشتم با خودم فکر میکردم حالا که تو رفتی و دل کندی!...
اما حیفه دیدارمون بمونه برای قیامت ؛ به نظر تو حیف نیست اولین دیدارمون بیوفته اون دنیا؟
کاش یه روزی توام مثل من دلتنگ شی!
نمیگم اون روز من بهت حسی ندارما ؛ نه...
فقد باید یه مشت خاک بغل کنی و سعی کنی به قلبت بفهمونی خاک سرده و مجبوره فراموش کنه
که بدونی با چه حالی شبا به یادت گریه کردم
که یادت بیاد وقتی حسی بهم نداشتی چقدر شکستم
که تلاش کنی فراموشی بگیری و حواس پرت شی اما نتونی
که بفهمی درد نداشتن چه شکلیه :)!...

#کاف_علیزاده
٢٨ خرداد ١۴٠١

_تماشا کن ؛ تو این درد و ؛ به دنیای من آوردی...
تماشا کن تویی که ؛ خنده هام و با خودت بردی :)
دیدگاه ها (۱۲)

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

سناریو : وسوسه ی دارچینی

ابلیس

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

ابلیس

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

تک پارتی از جونگون «جونگــــون! گوشیمو بده ببینم!» 😤📱جونگون ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۴جونگکوک خندید و در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط