{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Fate is predetermined.

part: 12


...: مامان؟....اها اینجایی، من میخواستم برم با....


دختری با موهای بلند مشکی تا کمر و چتری و قدی نسبتا بلند اومد و مخاطب حرفاش خاله میسون بود


...: عام...مهمون داریم؟
میسون: عزیزم، ایشون خاله مینا و همسرش مین یول و دخترشون الیزا هست
...: خاله؟


دختر هنوز توی شوک بود و خاله میسون رو کرد به ما

میسون: ایشون هم جون ده دخترمه
مینا: وای چقد بزرگ شده، چند سالشه الان؟
میسون: دوقولوی جونگکوکه دیگه....۳۴ سالشونه


مینا بلند شد و اروم جون ده رو بقل کرد
جون ده هنوز توی شوک بود ولی اونم همراهی کرد


میسون: جون ده، این الیزا معروفه که انقد ازش تعریف میکردم


جون ده نگاهی به الیزا انداخت و لبخندی زد

جون ده: وای اره میشناسمش، مدل برند دیور هست
الیزا: درواقع بودم، استعفا دادم دیگه


الیزا و جون ده ام به هم نزدیک شدن و از نگاه منتظر مادراشون فهمیدن که باید هم رو بقل کنن
دیدگاه ها (۱۹)

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁵ویو سومیاودر با صدای بلندی باز شد.همی...

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹بوی تند...

" ویو کوک "وقتی اون هیون عوضی لیا رو بغل کرد خیلی عصبانی شدم...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۳خودشو عقب کشید و به تهیونگ ...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

برده عمارت جئون

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 22_مامان هر غلطی بخو...

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط