عشق خیانت انتقام

Part9
ویو جیمین :

رفتم باند و گفتم که همه اماده عملیات باشن و رفتیم سراغ عملیات


ویو لارا :

جیمین که رفت یکم تلوزیون دیدم و اماده شدم که برم بیرون
اول رفتم پیش هانا باهم رفتیم سینما و کلی خوش گذروندیم و هانا رفت پیش عموش و منم رفتم پاساژ تا یسری خرید کنم
رسیدم به یه مغازه که لباس مشکی خوشگلی داشت رفتم تو مغازه و با صحنه ای که دیدم خشکم زد.....


یعنی لارا چی دیده؟
دیدگاه ها (۲)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

the first lie

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:19(ویو جونگکوک)(فلش بگ به چند...

پارت : ۲۵ ادامه .....صاحاب مغازه : میگم شما آقای پارک جیمین ...

اسم فیک: عشق در یک نگاه part: ۷ کفشم رو پوشیدم رفتم پایین از...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

ترکم نکن

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط