رقاص مرگ پارت 20(فکر کنم:) )

_فکر کنم خوشی زده زیر دلتون
+ارباب خواهش میکنم بس کنید (بغض)
_فکر نکنم به تو هم ربط داشته باشه ات(سرد برخورد کردن)
+(حرفی نزد)
_از امروز که من میرم رییس خدمتکارا اجوما و ات هست.
٪الیزابت

٪ارباب مگه من نبودم؟
_از امروز دیگه نیستی
+اما ارباب من نمیتونم...
_پس سعی کن بتونی چون اگه چیزی بهم بریزه تو تنبیه میشی
٪تو ذهنش: وااو پس اگه خراب کاری اتفاق بیوفته اون تنبیه میشه؟ مرسی ارباب به خاطر گفتتون😂(خنده های شیطانی در ذهن😐)
+چشم.
±سلامممم
#های
±ععه اینجا چه خبره؟
_هیچی الان حاضر میشم میرم
±باش#اوکی
(کوک حاضر شد)
_بریم
#باش
±باععع من گشنمه
#توی راه یه چیزی میگیریم جیمین
±باشه
توی راه فرودگاه ✈️
_درحال رانندگی
#سرش توی گوشی
±اون عقب نشسته داره خوراکی میخوره
♛با جیمین نشستن دارن خوراکی میخورن)
(انگار نه انگار مافیان😂🤌)
♛کوک
_بله
♛بزن کنار
_چرا؟
♛دستشوی دارممم
_ایشش من که گفتم برو دستشویی
♛میدونمم اما خب گرفته دیگه
_یک یا دو؟
♛یک
_اوکی وایسا یه5دقیقه دیگه میرسیم به یه دستشویی عمومی
♛اونجا کثیفههه
_بطری قهوه رو داد بهش) کارتو بکن
±تو لیوان؟♛تو لیوان؟
#اره توی لیوان
±اخه چطوری دوتامون توی یه لیوان انجام بدیم
_(وایساد) جیمین؟ توهم؟
±اره😅
#تو چی داری
±منم 1
(اخرم کوک وایساد تا این دوتا کارشون رو بکنن بعدشم رفتن به سمت فرودگاه)
....
پارت 20☺️
دیدگاه ها (۴)

شاگرد لوس من

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

From hate to lovePart:11? به به زوج عاشق+ خفه شوارتمیس با پا...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

سناریو

رمان : رفتار سرد

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

#برادر ناتنی من

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط