عصر بود که از شناسایی آمد انگار با خاک حمام کرده بود از غ

عصر بود که از شناسایی آمد انگار با خاک حمام کرده بود از غذا پرسید نداشتیم. یکی از بچه ها تندی رفت از نزدیکی شهر چند سیخ کوبیده گرفت.

کبابها را که دید داد زد: «این چیه؟» برو هرچی بسیجیها خوردن از همون بیار. نیست، نون خشک بیار.

#شهید_حسن_باقری🕊🌹
#شهیدانه
#شهیدان
#رمضان_کریم🌙🌹🍃
دیدگاه ها (۲)

✅عصر بود که از شناسایی اومد.انگار با خاک حمام کرده بود!از غذ...

✅عصر بود که از شناسایی اومد. انگار با خاک حمام کرده بود!از غ...

- نون خشک یا #کباب !عصر بود که از شناسایی آمد. انگار با خاک ...

🔹 سه خاطره از #شهید_حسن_باقری

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۵۸ (。☬⁠。⁠)⁩مین ...

SHATTERED GUARD

hard thief Continue Part. 8

کوک شلاغش رو درآورد و بعدش ا.ت میزد ا.ت بیهوش شده بود ولی کو...

شاهزاده و دختر گدا♠️ 13

ده خاطره از #شهید_حاج_حسین_خرازی♡به مناسبت #سالروز_شهادت_حاج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط