من پناهنده ام به مرزهای تنت...

و من همه جهان را
در پیراهن گرم تو
خلاصه می کنم
مثل درختی
که به سوی آفتاب قد می‌کشد
همه‌ وجودم دستی شده است
و همه‌ دستم خواهشی:
خواهش تو
چه بی تابانه میخواهمت!
تو را دوست دارم
و این دوست داشتن
حقیقتی است که مرا
به زندگی دلبسته می کند
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

قسمت ۷

سناریو: ماه سرخ

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

پرنسس ناخواسته

تو چهره کامیل دقت کرد. این که چقد آروم و دوست داشتنی به نظر ...

نمیبخشمت p.23

پناهنده امبه مرزهای تنتو من همه جهان رادر پیراهن گرم توخلاصه...

من پناهنده امبه مرزهای تنتو من همه جهان رادر پیراهن گرم توخل...

من پناهنده امبه مرزهای تنت 🫂و من همه جهان رادر پیراهن گرم تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط