پناهنده ام

پناهنده ام
به مرزهای تنت
و من همه جهان را
در پیراهن گرم تو
خلاصه می کنم
مثل درختی که به سوی آفتاب قد می‌کشد
همه‌ وجودم دستی شده است
و همه‌ دستم خواهشی:
خواهش تو چه بی تابانه میخواهمت!
تو را دوست دارم و این دوست داشتن
حقیقتی است که مرا
به زندگی دلبسته می کند🫂
دیدگاه ها (۱)

درون قلبم هیچگونه انرژی برای تنفر از کسی ندارم و قلبم جایی ب...

اتاقِ کوچیکِ زیرشیروانی مکانی هرچند کوچیک و نمور ولی مقدسبرا...

این همه واژهو من از سکوت لبریزمانگار کابوس این روزهای خاکستر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط