دیدی جیمین داره میاد سمتت اومد سمتت و پیش خودت گفتی چقدر

دیدی جیمین داره میاد سمتت اومد سمتت و پیش خودت گفتی چقدر تغییر کرده و جنتلمن تر شده جیمین رسید بهت گفت
جیمین : افتخار رقص رو با من میدید؟؟
ار رد میکردی خیلی بد میشد توی همه ی رسانه ها میپیچید و سهامت سقوط می کرد و بعد از این همه تلاش بد می شد . و به اجبار قبول کردی( مطمعنی اجباری بود 🤣) و با یه موزیک اروم شروع به رقص تانگو کردید تا اینکه بعد از چند دقیقه جیمین گفت
جیمین: دلم برات تنگ شده بود( بچممممم)
ات : ولی من دلم برات تنگ نشده بود ( بی ادب 🤧)
توی ذهن ات
ارههه لعنتی میدونی چقدر دلم تنگ شده بود می دونی چقدر بهت فکر کردم ولی نمی دونم بهت بگم که الان هم دوست دارم
پایان ذهن ات
جیمین : ات میدونم بخاطر اون اشتباه هنوز ناراحتی میدونم از ناراحتی و راه برگشتی نیست ولی خواهش می کنم بهم یه شانس دوباره بده( چطور دلت میاد بگی نه اخه 🤧🌸)
ات : نمی خوام دربارش صحبت کنم
تو به اجبار پدرت باد با یه مرد دیگه ازدواج می کردی ولی خب تو هنوز قبول نکرده بودی و جیمین نمی دونست و تو چون عاشقش بودی نمی تونستی با اون مرد ازدواج کنی وقتی اهنگ تموم شد یه جمله ی اروم گفتی که فقط جیمین بشنوه
ات: من دوست پسر دارم
از جیمین جدا شدی و جیمین با دهن قفل شده و چهره ی ناراحت و عصبانی بهت نگاه میکرد و جیمین میره پیش اعضا و.......

دوستان سلام خب تا اینجا ات می خواد جیمین رو حرص بده ولی خب جیمین پشیمون هست
واینکه اگه کامن و لایک نکنید پارت بعد رو دیر میزارم 💜💜
دیدگاه ها (۶)

https://wisgoon.com/kookjkoooهمیشه همیشه حواسم بهت هست هر ات...

@nphotography

بفرست برای اونی که باید...❤️‍🩹دلتنگی ها فقط یه گوشه‌ی قلبت م...

وقتی داداشته....*تک پارتی*جیمین و ات چند وقتی بود که ناخداگا...

the lost leaves/رمان جیمین

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

𓆩 پارت ۳۶ 𓆪 🖤ات درِ اتاق را بست و به جیمین خیره شد.ـ «خب؟ چر...

دلتنگتم… بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی! 🥀نمی‌دونی نبودنت با ...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

#هان #چند پارتی ۲ویو هان :در رو باز کردی وارد خونه شدی داشتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط