{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بامن مداراکن که عشقم جان بگیرد

‍ بامن مداراکن که عشقم جان بگیرد
در سایه ات قلبم سر و سامان بگیرد
چشم مرا مهمان خود کن گاهگاهی
تا با نگاهی در دلم طوفان بگیرد
محکم درآغوشم بکش گویی قرارست
یک لحظه ی دیگرجهان پایان بگیرد
گاهی برای لحظه های بی قراری
باید کمی عقل از دلت فرمان بگیرد
شاید کنارِ هم برای خاطر عشق
منطق بر احساساتمان آسان بگیرد
دیدگاه ها (۴)

«هر شب به هم می ریزد از حالِ تو احوالم»حالم به هم خورده از ا...

گرچه آرامم ،،درونم خون چکانی می کند آخ، جایِ خالی ات ،مرثی...

هرچند ندارمت اما همه داشته هایمیهرچند محال ترینیاما احوالم ب...

دنیایِ من انگار شکوفا شدنی نیستهستی ولی انگار دلم واشدنی نیس...

﴿ فصل 1قسمت35﴾ دستگاه سفینه با شدتی باورنکردنی می‌چرخید و جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط