{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...می رسد قصه به آن جا که جهان زیبا شد

...می رسد قصه به آن جا که جهان زیبا شد

با جهاز شتران کوه اُحد بر پا شد

و از آن آینه با آینه بالا می رفت

دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت

تا که از غار حرا بعثت دیگر آرد

پیش چشم همه از دامنه بالا می رفت

تا شهادت بدهد عشق ولی الله است

پله در پله از آن ماذنه بالا می رفت

پیش چشم همه دست پسر بنت اسد

بین دست پسر آمنه بالا می رفت

گفت: این بار به پایان سفر می گویم

" بارها گفته ام و بار دگر می گویم"

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصلهٔ نعلین علی ست

گفت ساقیِ من این مرد و سبویم دستش

بگذارید که یک شمّه بگویم، دستش

هر چه در عالم بالاست تصرف کرده

شب معراج به من سیب تعارف کرده...

#غدیر
#پدر_واقعی_همه_ما_علی(ع)_است🌹 🌹 🌹
دیدگاه ها (۷)

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. شملوک پوزخن...

داستان عاشقانه جدید

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

پارت پنج

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧ 𝟙 اگه اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفت...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط