{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵

پارت ۵
-ات
+بله؟
-تا حالا به عشق در نگاهه اول باور داشتی ؟
+ام نه
-ولی من داشتم :)
ات ویو
سه روز پیش کوک مرخص شده بود و کمک ریزی بهم اعضا کردن و پدرم و چان و انداختن زندان به خاطر بدهی و قاچاق و اینجور چیزا دستگیر شدن درسته از کوک ممنونم اما قلبم و چیکارکنم؟ درست هرو کو کراشم :) نمیشه گفت کراش عاشقشم اونم بدجور چند باری اومدن بهم سر زدن و ازشون ممنونم مثل همیشه کار هام انجام دادم اومد استراحتی منم که در زده شد کوک بود شاید الان بگیم بینتون چیزیه.. نه ولی خب ما دوست شدیم اون معمولی :)
-های
+سلام
-برات قهوه گرفتم
+مرسی
نستیم رو به روی هم و داشتین قهوه میخوریم که کوک گفت
-ات فکر کنم عاشق شدم
که قهوه پرید گلوم
+عاااا.. اون فرد خوشبخت کیه.؟ دل کوک مارو بدست اورده؟
-موهاش شبیه موج دریاست موهایی خرمایی چشمانی سبز و پوستی سفید !
+هوم عکسشو داری؟
-اره
گوشیش و اورد روش پارچه گذاشت گفت
-چشمات و ببند
+یااا
-زودد
چشمام و بستم وقتی گفت بازش کن خودمو دیدم
-دیدیش؟ خیلی جذابه ادم دوست داره توی چشماش غرق بشه
+من اما چرا من؟
-جز تو کس باشه دکتر؟ دکتر به این جذابی ندیدم
+زندگی تو نباید شبیه زندگی من شه
-ات از چی میترسی؟ نکنه دوسم
+نه نه دوست دارم اندازه اعماق دریا اندازه ماه اما
-دوست دارم دوست دارم دوست دارم
اودم بغلم کرد هنوز باورم نمیشه وای

همیشه بدونید ادمایی توی زندگیتون قرار میگیره ک میتونه سرنوشتتون و عوض کنه حالا چرا همه خوب چه بد :)
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

#تکپارتی_کوک*به مناسبت تولدشششش😆*ساعت ها همینجوری میگذشت..ات...

ددی خون آشام من

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

تک پارتیاز:جونگکوک وقتی حالش خوب نبودچند وقتی میشه که جونگکو...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط