{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مه آلود

مه آلود
Part ⁶

ویو جیهوپ
این چرا اینقدر لباساش کوتاهه (تو دلش)
هوففف (کلافه)
داشتم با خودم حرف میزدم که با صدای بابام به خودم اومدم
_ بله؟ سرد
پ/ ج کجایی؟
_ هوم؟ (یه ابروش و میده بالا)
م/ ج پسرم کلارا منتظر توعه برین حیاط حرفاتون و بزنید ببینید به هم میخورید یا نه (مهربون)
_ باشه (سرد)
~ کله خر (اروم)
_ ( یه بیشکون ریزی میگیره جین و)
+ بفرما (اشاره به حیاط)
ویو کلارا
پشت سرم جیهوپ داشت میومد
تو حیاط رو یه تاب نشستم و جیهوپ دستاشو گذاشته بود تو جیبش و جلوم وایساد
+ چیکار میکنی؟
_ اومدیم پارک؟
+ طلبکارتم؟
_ اره اونم خیلی
+ منظورت چیه؟
_ هیچی نمیفهمی
+بگو ماهم بفهمیم
_ میگم هیچی
+ پسره ماهی (اروم)
_ کوسه ی دریایی (جوریکه کلارا بشنوه)
+ خب اومدیم حرف بزنیم مثل اینکه
_ بگو
+ همونجوری که خودتم میدونی هیچ حسی بین من و تو نیست پس وقتی باهم تو یه خونه زندگی میکنیم نباید پاپیچ من بشی
فهمیدی؟
_ خب حالا من وقتی باهام ازدواج کردی حق نداری لباس کوتاه بپوشی
+نشنیدی چی گفتم؟
_ خانواده با ابرویی هستیم لطف کن نرین به سابقه خانوادگیمون
+ وا چرا چرت و پرت میگی تو؟
_ چرت و پرت چیه؟ تو حاضری زن دوم بگیرم هوت بشه؟
+ دارم میگم نباید پا پیچ هم بشیم
_ شرط داره
+چه شرطی؟
_ لباس کوتاه پوشیدن ارایش غلیظ گرم گرفتن با به پسر صحبت کردنم هم باهاشون ممنوعه
+ قبوله در عوضش نباید گیر بهم بدی فکر کن اصلا من نیستم تو خونت
منم میخوام درسم و بخونم گیر بدی کشتمت!
_ (چند تا پلک پشت هم میزنه) صحیح


#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۰)

part:1ویو کیم کلارا♡امشب پدر میخواست یه مهمونی برگزار کنهکه ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتاز کافه بیرون اومدیم و جیهوپ کنار...

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

ادامهدامیان:انی من میرم پیش دمیتروسانیا:باش ولی داداشت دیشب ...

رمان سوم پارت بیست و یکم 😐در کمال تعجب ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙...

پارت ۶

#برادر ناتنی من

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط