ادامه قلب شیشه ای پارت⑤①

ادامه قلب شیشه ای پارت⑤①
ات: خب بریم تو اب
هیونجین: باشه
*بعد شنا اومدن دراز کشیدن تو ساحل*
هیونجین: ات من نمی خوام دیگه باهات فرند باشم
ات: چرا
هیونجین: چون الان به یک دختر خیلی سکسی رل زدم و رلم میگه با هرزه هایی مثل تو آفتاب نگیرم چون منو از رلم میدزدی ( ‾́ ◡ ‾́ )
ات: خودت هرزه ای عوضی هیز
*ات از اونجا میره و یک گوشی میشینه*
ویو جیمین
داشتم با پسرا حرف میزدم که یکدفعه دیدم ات با عصبانیت پاشد و رفت یک گوشه نشست منم پاشدم که برم پیشش تهیونگ و کوک تعجب کردن
تهکوک: کجا میری
جیمین: تو کون خر 😐خب دارم میرم پیش ات کور ها ببینید تنها اونجاست
تهکوک: عا میشه ماهم بیاییم
جیمین: نوچ
شرطا
کامنتا۳۰
لایک ۱۵
(مح دیگه عکس مایو رو نمی تونم بزارم خودتون یچی تصور کنید...)
#بی_تی_اس #بلک_پینک #استری_کیدز #ایتزی #وانشات #فیک #فیک_بی_تی_اس #سناریو #جیمین #جونگکوک #تهیونگ #شوگا #هیونجین #کیوت #کیدراما #انیمه #خوناشام #الف #جانگ_هوسوک #بنگتن #آرمی #ارمی #پریسا #کیپاپ #نفر_بعدی_در_کار_نیست #موسیقی #مونبین #استرو #اکسو #جیهوپ #آهنگ #سلبریتی #آیدل
دیدگاه ها (۴۲)

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

•~•~قسمت ششم : پیوند اجباری•~•~تهیونگ سرشو برگردوند که با چه...

#میکاپ_آرتیست_من

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

پارت 39 رمان عشق مدرسه ای همینجوری هیونجین داشت خنده میکرد ک...

پارت چهارهم ویو الا همون زمانی که جونگکوک و ات باهم بودن لار...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط