{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ

مادربزرگ
حواسش به شمعدانی ها بود
گاه حتی
همین که چرخی میزد کنارحوض
نگاهشان می کردکافی بود
برای قدکشیدنشان
بعدها فهمیدم
عشق مراقبت میخواهد
چیزی مثل ِ زمزمه ی اینکه
حواست به من باشد...
♡♡
دیدگاه ها (۸)

تولد مبارک جنگکوکی

برای کسانی که می‌دونن عشق سه حرف داره...از اولین لحظه‌ای که ...

راستش تا قبل از اینکه مادر بشم، نمی‌فهمیدم «مادر» بودن یعنی ...

گاهی عشق، از جایی شروع می‌شود که منطق هنوز نرسیده است. یکی ...

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

🥀 قسمت ششم | روزهای سخت فاطمه...سال‌های آخر زندگی، فاطمه مری...

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

🎭 آخرین نقشپارت سیزدهمآخرین روز فیلم‌برداری رسیده بود.همه‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط