قدیما شبا تو بالا پشت بوم میخوابیدیم و ستاره ها رو می شمر
قدیما شبا تو بالا پشت بوم میخوابیدیم و ستاره ها رو می شمردیم و دلمون به وسعت یه آسمون بود.
این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اطاقمون و گرفتاریامونو می شمریم!
قدیما یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم و یه دنیای رنگی،
این روزا تلویزیونای رنگی و سه بعدی و یه دنیای خاکستری!
قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد راحت می پریدیم و زنگ همسایه رو هر ساعتی از شبانه روز می زدیم و کلی باهاش می خندیدیم
این روز ها اگه همزمان در واحد اونا باز شه بر میگردیم تا مجبور نشیم باهاش سلام علیک کنیم .
قدیما خیلی چیزا کم بود و دلمون بزرگ بود،
این روزها خیلی چیزاهست ولی از دل کوچک هم خبری نیست!
قدیما تو قدیما موند...
این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اطاقمون و گرفتاریامونو می شمریم!
قدیما یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم و یه دنیای رنگی،
این روزا تلویزیونای رنگی و سه بعدی و یه دنیای خاکستری!
قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد راحت می پریدیم و زنگ همسایه رو هر ساعتی از شبانه روز می زدیم و کلی باهاش می خندیدیم
این روز ها اگه همزمان در واحد اونا باز شه بر میگردیم تا مجبور نشیم باهاش سلام علیک کنیم .
قدیما خیلی چیزا کم بود و دلمون بزرگ بود،
این روزها خیلی چیزاهست ولی از دل کوچک هم خبری نیست!
قدیما تو قدیما موند...
- ۳.۲k
- ۱۳ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط