{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوشگلی با مژه فر،برق لب آمد نظرم

خوشگلی با مژه فر،برق لب آمد نظرم

عاقبت شور غمِ عشق زد آن جا به سرم

هی دلم گفت که پاییز ببین نزدیکست

باز عاشق بشو تا عشق شود بال و پرم

دلبری کرد و دل از دست من غم زده رفت

یار چشمک زد و هی گفت بیا دور و برم

روسری بر سر و بر خرمن مویش که نبود

با خودش گفت دلم هدیه برایش بخرم

آخرش هم تک دل دادم و با خشت برید

با پریشانی مو های بلوندش کمرم

گفتمش مه رُخ بانو،دل من عاشق توست

گفت با عشوه و با ناز که من هم پسرم
سرگشته
دیدگاه ها (۲)

عشق میخواهی؟فقط هم یک دلِ رسوا بیارآخرِ بازی فقط شیدا شوی،شی...

سَرِ قبرُم بِنویسین نَظَرِش زَن تِیه بُردِشتیرکاری بخدا هم و...

دل سرگشته ی من هست میان مار کجایی؟شده چون کشته و صد زخمی و ب...

آنچه زیرِ پای ما ها لهِ شدهِ احساس هاستقدر نشناسی و غم،رسم ن...

دوش دیدم دختری را وای قدری هیز بوددو سه تا چشمک پراندم داد پ...

دوش دیدم دختری را وای قدری هیز بوددو سه تا چشمک پراندم داد پ...

زد هوایت به سرم ،ترکه ی تنهایی راسیلی محکم ِ اندوهِ نمی آیی ...

زد هوایت به سرم ،ترکه ی تنهایی راسیلی محکم ِ اندوهِ نمی آیی ...

راز شاعر شدنم عشق غزل خیز تو بودکاسه صبر دلم یکسره لبریز تو ...

جوانی بود و دلتنگی و پستیفراق و اشتیاق و عشق و مستیچو زد صدگ...

❤ ❤ ❤ حریم عشق ❤ ❤ ❤ چشمات شمشیر و از رو بسته بودولی من با...

خزان عشق خواننده: بدیع‌زاده شاعر: رهی معیری آهنگساز: بدیع‌زا...

چشمات شمشیر و از رو بسته بود ولی من با دلی موندم که پات نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط