{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رُز نمی خواهم، مرا ارکیده ای از لب ببخش

رُز نمی خواهم، مرا ارکیده ای از لب ببخش
بر دلم پس لرزه هایی ماندگار از تب ببخش
کل دنیا را ببخشم تا زنی پلکی به من
آسمانها زیر پایت ، بر سرم کوکب ببخش
خون ِ دلها میکشم تا با غزل رسوا شویم
من که از عشقت بگویم، شعر خود مطلب ببخش
دین و ایمانم فراری می شوند از ناز ِ تو
کرده ای تاراجم ، از خود لقمه ای مذهب ببخش
کافری کردی به جانم، فکر ِ خونریزی نباش
راه ِ دوری رفته ای، ای صبر ِ بی ایوب ِ من
جرعه ای از بهترین ایوب را امشب ببخش
زیر باران خیس غم، ارکیده ای با لب ببخش
دیدگاه ها (۱۸)

ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتمبه نذر این که می آیی برا...

نیمه ی گم شده ام! جای تو اینجاست، بمانموسم آمدن و وقت مداراس...

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودیدل مست سر کوی تو بود و تو نبو...

غمگینم و غم های من از جنس بلا نیستغم های من از جنس فراق است ...

رُز نمی خواهم ، مرا ارکیده ای از لب ببخشبر دلم پس لرزه هایی ...

رُز نمی خواهم، مرا ارکیده ای از لب ببخشبر دلم پس لرزه هایی م...

رُز نمی خواهم، مرا ارکیده ای از لب ببخشبر دلم پس لرزه هایی م...

رُز نمی خواهم، مرا ارکیده ای از لب ببخشبر دلم پس لرزه هایی م...

رُز نمی خواهم ، مرا ارکیده ای از لب ببخشبر دلم پس لرزه هایی ...

رُز نمی خواهم، مرا ارکیده ای از لب ببخشبر دلم پس لرزه هایی م...

رُز نمی‌خواهم، مرا ارکیده‌ای ازلب ببخشبر دلم پس لرزه‌هایی ما...

رُز نمی‌خواهم، مرا ارکیده‌ای ازلب ببخشبر دلم پس لرزه‌هایی ما...

رُز نمی‌خواهم، مرا آرکیده‌ای از لب ببخشبر دلم پس لرزه‌هایی م...

رُز نمی‌خواهم، مرا آرکیده‌ای از لب ببخشبر دلم پس لرزه‌هایی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط