گاہ تصمیم به رفتن می گیری ،

گاہ تصمیم به رفتن می گیری ،
که اتفاقا ھم می روی.
می روی و چشمت را روی تمام کسانی که از ھمه ی وجود میخواھندت می بندی،
خوشی می زند زیر دلت و می روی پی یک دنیای جدید ...
به خیالت که این یکی ھمانی ست که می خواھی ،
که دیگر به ھمه چیز رسیدی و تمام !
می روی و می روی ...
و درست جایی که باید برای ھمیشه ماندگار شوی باز می گردی !
به ھمان آدم ها ...
به ھمان ها که کاش قلم پایت می شکست
و ھیچ وقت رھایشان نمی کردی !
و در میان ھمه ی این ای کاش ھاست
که می فهمی عشق ؛
تحمل سختی ھای طولانی ست ...
که عشق " سال های " آروم وفاداری ست !
بی ھیچ ادعایی ...
بی ھیچ رفیق نیمه راہ بودنی!!
.
شادی_شیخ_رضایی
دیدگاه ها (۱)

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

مثلا یک روز صبح چشمانم کہ باز میشود، ببینم کنارمی.. بعد بلند...

پشت پرچینت اگر بزم، اگر مھمانی ست پشت پرچین من این سو ھمه اش...

کاش می شد تو را در آغوش کشید تا از این همه بلا در امان بمانی!

پینوشہ‌ ! گرگ‌ِ فرارے‌ ! توے‌ خورجینت‌ چے دارے‌ ؟ چَن‌ تا گ...

گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که ھوس می کردم سر سن...

قیامت، عرصه‌ی بازگشت انسان به سوی خدا

خواستم تا پایِ جان در پایِ تو فانی شومدر پناهِ امنِ آغوشِ ...

خواستم تا پایِ جان در پایِ تو فانی شومدر پناهِ امنِ آغوشِ ...

جهان به صلح می رسد اگر،زن و شوهرها به صلح برسند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط