بعضی چیزا رو نمیدونم اسمش رو باید تقدیر گذاشت یا کم کاری

بعضی چیزا رو نمیدونم اسمش رو باید تقدیر گذاشت یا کم کاری یکی از طرفین که تلاش نکردنشون رو اسمش میذارن تقدیر


دیشب یه مراسم عروسی رفتم که چندسال قبل عروس و پسرخاله اش همدیگرو دوست داشتن اما وقتی رفتن واسه آزمایشات قبل ازدواج گفتن امکان پذیر نیس ازدواجشون
دختره سخت وایساد که من واسم مهم نیس و زنش میشم چون دوسش دارم، اولا پسره هم همینو میگفت اما بعد یه مدت سرد شد که علتشم مادرش بود ،سریع هم واسش یه دختر دیگرو گرفت
حالا دیشب عروسی دختره بود یکدفعه تا عروس رفت رو جایگاه با داماد ارگ زن اعلام کرد آهنگ دخترخاله از طرف پسرخاله عروس تقدیم به عروس خانم یعنی مجلس پکید از همهمه و پچ پچ.....داماد هم کارد میزدی خون اش در نمیومد از عصبانیت .
دوباره نیم ساعت بعد همون آهنگ دختر خاله رو سفارش داد
من موندم پسره احمق اگه تو دوسش داشتی که وقتی پات وایساد دختره جا نمیزدی و نمیرفتی سریع سراغ دیگری ،حالا که دختره توی بهترین شب زندگیشه مریضی که با آهنگ اونو یاد خودت میندازی و کاری میکنی آبروی دختره جلو مردم بره و پشت سرش حرف درست بشه و از همه مهمتر مرد زندگیش بره به فکر و اعصابش خورد بشه و چه بسا سر عروس خالی که بعدا
آدما تا چه حد میتونن خودخواه و پست باشن چون این اسمش عشق یا علاقه نیس اگه عاشق بود حتی به ذهنشم خطور نمیکرد که اینکارو بکنه و شب دختر خاله اش رو خراب کنه و حرف مردم رو واسش بخره
حداقل ناموست که بود نامرد

من آنجا دلم به حال اون عشقی سوخت که به نام تقدیر و قسمت به فنا رفت اما در واقع جا زدن یه نفر بود
دیدگاه ها (۱)

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۳خودشو عقب کشید و به تهیونگ ...

part ²با اون شخص یهو بدنم لرزید.اون جونگکوک بود!!!ولش بک به ...

📖 معرفی رمان: قصر سایه‌هاژانر: درام تاریک، عاشقانه‌ی اجباری،...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇22ویو هویج:بعد از اون روز، ات سعی کرد...

یک سگ زیادی ولگرد

کسخلان گروگان

{محکوم به لمس } part ۱۶ 杂交种 آرو همراه ندیمه می شیوری پشت در...

(درخواستی)تهیونگ وقتی دعوا میکنیدسلام من ات هستم ۲ ساله با ش...

پارت ۳۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط