{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_51
سریع سوار ماشین شدم و با سرعت به سمت داروخانه روندم ..
چیزایی که خواست رو گرفتم..جلوی سوپر مارکت ایستادم چند مدل کیک و آبمیوه گرفتم ..
سوار ماشین شدم به سمت عمارت حرکت کردم ..
وارد عمارت شدم ماشینو پارک کردم..
سریع از پله ها بالا رفتم به سمت اتاق رفتم ..
دکتر با دیدنم بلند شد ..
پلاستیک دارو هارو به سمتش گرفتم..
پلاستیکو از دستم گرفت لبخندی زد ..
سُرم از پلاستیک در آورد بهش زد ..
+نگران نباشید! تا نیم ساعت دیگه بهوش میاد!
سری تکون دادم ..ی ورقه از پاتختی کشیدم بیرون ..
بهتر بود بعد از بهوش اومدنش منو نبینه ..
نامه ای براش نوشتم ..
﴿پناه این نامه برای توعه کوچولو..
می‌دونم ترسوندمت..
تو این مدت که کنارم بودی اذیتت کردم!
ولی تو برای من با تموم دخترای دیگه فرق داری..
اینکه فرار کردی و رفتی پیش اون عوضی خیلی عصبیم کرد و آزارم داد!..
ولی حالا میخام خوشحالت کنم،میخوام برم آمریکا ..
نمی‌دونم چقدر اونجا بمونم ..یکماه؟یکسال؟
یا اگر تو خوشحال میشی هیچوقت نمیام..
ازت می‌خوام بعد از رفتنم خونه ام بمونی..
من از راه دور هم مراقبتم پناهِ من!﴾
ورقه رو تا زدم روش نوشتم؛از طرف اهورا..
دیدگاه ها (۲۷)

کپشنننننن🎀🦢عروسک من😈🔞پارت سی و چهار همراه سرهان رفتیم بیرون ...

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part22از روصندلی پاشد منم پاشدممن:مامان میرسو...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط