بعضی وقتها همه ی توانتو جمع میکنی که به عشقت پیام بدی

بعضی وقتها همه ی توانتو جمع میکنی که به عشقت پیام بدی
حالشوبپرسی.....
ببینی داره چیکارمیکنه
پیام بدی که حالِ دلت خوب بشه
ولی بعدِاینکه بهش پیام میدی
اونقدرسرد ج میده .....
اونقدربدبرخوردمیکنه
بعدشم پیامی روکه باهزارامید و ارزو نوشتی
میخونه و بیخیال ازش میگذره وجواب نمیده
که همه ی این حس هایی که تو وجودت بوده میمیره
جاش یه جمله تو ذهنت بلند زنگ میزنه :
من چرا اینکارو کردم؟؟؟
وقتی اون با یکی دیگه خوشه چرا من بهش پی ام دادم؟
چراغرورموشکستم؟؟؟
براتون پیش اومده؟؟
دیدگاه ها (۴)

🥀🖤

I'm not jealouspart 32چند روزی از آخرین باری که جونگکوک رو د...

کسی تو پست قبلی اسمی نگفت برای همین خودم یکی رو انتخاب کردم ...

خواستار خواسته هام پارت ۵

گونشو بوسیدم و دوباره همون لبخند قشنگ اومد روی لباش و گفت_چق...

‌واسه اسلاید اول : این حقیقت وجود داره که ادم ها با هم دیگه...

رمان:#معشوقه_استاد#پارت_۱۷۷_اسمش محمد بود، یه بار بهم گفت او...

p26

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط