فقط برای یک لحظه خوش بختی

فقط برای یک لحظه خوش بختی
پارت ۲
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🟦 واکس
🟦(خمیازه کشیدن) هنوز نباید........بخوابم..
او (بستن چشم ها) هنوز.....بیداره...(خوابیدن رو میز)
🟨 چارلی
🟨 الستور از چیزی ناراحته؟
⬛وگی
⬛نمی دونم
🕷️ آنجل
🕷️ صدای چی بود؟
🐱هاسک
🐱کار کی بود؟
⬜ لوسیفر
⬜ الستور ؟
🟥 الستور
🟥 مطمئنم یه دوش آب گرم حالم رو جا میاره
🟨هی بابا
⬜ چارلی ؟
🐱🕷️(بالا آمدن از پله ها)
🕷️اینجا چه خبره ؟
⬜ بیاید دنبالم
🟨⬛🕷️🐱باشه
اتاق لوسیفر:
🟨بابا اینجا چه خبره؟
⬜من الستور رو دیدم که ناراحت رفت داخل اتاقش
⬛🕷️این امکان ندارد
🕷️اون دلمه توت فرنگی همیشه لبخند می زند
🐱ولی حرف آقای لوسیفر درست
الستور زیاد رو به راه نیست
🟨چرا؟
🐱 امروز دروست لبخند نمی زد
🕷️اون ناراحته؟
⬛ شاید
⬜شاید.......
🟨 شاید چی بابا؟!
⬜ الستور دلش برای یه نفر تنگ شده؟
⬛ولی کی؟
🕷️ شاید عاشق شده؟
🐱آخه کسی که عاشق بشه ناراحت میشه؟
🕷️اگه تنواند به عشقش برسه ناراحت میشه
⬛نکنه که الستور واقعاً عاشق شده باشه؟
⬜اونم کسی که کاملآ باهاش مخالفه!
🟨ولی کی؟
🔪 نفتی
🔪سلام شما اینجا سوسک ندیدید ؟
🟨نفتی؟
🔪(نگاه کردن به چارلی)
🟨الستور تا حالا با کسی خیلی خیلی صمیمی شده؟
🔪مثل دوست،پسر بده؟
🟨⬛⬜🕷️🐱دوست پسر بده؟!
🔪اره
⬜ال دوست پسر داشته؟
⬛نفتی دوست پسر ال کی بوده؟
🔪یه مرده کله مربعی
🕷️⬛واکس؟!
🔪اره
🐱شما چطور واکس رو میشناسید ؟
⬛وقتی آمدم اینجا در باره شیاطین تحقیق کردم
🕷️ ولنتینو هر چند وقت یکبار اون رو دعوت می کرد و.......
🐱و چی؟
🕷️اونا در باره شیطان رادیو حرف می زدن!
🐱⬛⬜🟨چی؟
🕷️فکر کنم الستور رو واکس کراشه!؟
🔪(دنبال کردن سوسک)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
می دونم کم نوشتم ولی پارت بعدی جبران می کنم
کامت بزارید لطفاً 🥺
دیدگاه ها (۶)

واکس حتی به الستور نگاه هم نکرد. مستقیم رفت سمت لوسیفر. لوسی...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

اسم داستان: عشق دیرینه💗پارت: 6لوسین الستور در جنگل بودند و د...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

در آغوش تو. پارت چهارملوسیفر با تردید گفت : الان مادرت کجاست...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

بدون منپارت ۳تو اون چند ساعت دوست پسر رزی داشت از نگرانی میم...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

Do I love him, or do I hate him?P:¹²انگاری اسبه داشت لبخند م...

سلاممم. گفتممم ماهم خانواده بسازیممم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط