#بهترین_شب_مدرسه

#بهترین_شب_مدرسه
#The_best_school_night
ادامه پارت دو
"فردا تو انباری میبینمت"
این دیگه چه پی ام کوفتی بود.. با شک و تردید به شوگا نگاه کردی که به طرز عجیبی داشت جدی به درس گوش میکرد و. نکته برداری میکرد بهش پی ام دادی که ببینی داره چیکار میکنه و در جواب
"ام شاهکار خلق کردم"
بعد دو مین یه عکس فرستاد
قیافه دبیرتونو کشیده بود
"وای.. شوگا.. ممنونم حالم بهتر شد با همچین شاهکاری.. فقط برگه های دفترتو حیف این یارو نکن"
"بیخیال بیا خوش بگذرونیم"
"منو باش چی فک میکردم"
"🙄😒"
گوشیمو تو کیفم گذاشتم و اومدم خیر سرم نکته برداری کنم.. حتی نمیدونستم داره چه غلطی میکنه.. پنج مین بعد کلاس تموم شد و با سرعت رفتم بیرون باید بعد مدرسه میرفتم سر شغل پاره وقتم توی اون رستوارن کوچیک... تو راه بودم و مث همیشه به ایرپادم وصل بودم که به فردی برخورد کردم و ایرپادم درومد و افتاد رو زمین.. خم شدم برش دارم اما با چیزی که دیدم حسابی ترسیدم.. یعنی... کی میتونست باشه چرا اینجوری بود...
دیدگاه ها (۴)

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

پسر بد (67)

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

لوید :انیا انیا :بله لوید:بودو کیفت رو بردار برو انیا:باش من...

پارت ۲

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 5_نمیخوای دست از زل زدن ...

رمان عشق ممنوع

Custom bride part : 8

جدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط