{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Im just a woman

Im just a woman
من فقط یک زنم

پارت ²⁶

ویو مامان ات
چند روزه تو یه عمارت شروع به کار کردن شدم
اما دلم براشون تنگ شده بود دلم برای
دختر یکی یدونم تنگ شده بود
تو اینجا با یه آقا آشنا شدم یعنی برادر رییس
هیوان خیلی خوشحالم که باهاش
آشنا شدم
خیلی حس خوبی بهم میده ( خواهرم تو هم خیانت؟؟)


ویو فیلیپ

دیدم مرده تفنگ گرفته و داشت تیر و میزد

و یه پسره کنار ات

شوگا: اتتتتت برو کنار

فیلیپ : اتتتتتت تیررر

فیلیپ جلوی آن گرفت و شوگا هم


کی تیر خورد ؟؟؟
کی تیر خورد که موجب شد که بمیره

کسی زنده میمونه
شاید ۳ تاشونم بمیرن

ناشناس: خانم ما تیر نتونستیم تو هدف بزنیم
چند تا پسر جلوشون اومدن

خانم ناشناس: خدا لعنتت کنه بلایی سرشون بیاد

تک تکتونو میکشم



ات : بلند شوووو بلند شوو
( گریه )
گسگییییی ( یه فحش بده) شیبالللل لعنت به همتونننن امیدوارم بمیرین
عوضی اشغال همش کاره تو بود و هلش داد

کار کار من نبود
دیدگاه ها (۴۸)

#برادر ناتنی من

#میکاپ_آرتیست_من

رمان

مربی موتور سوار

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۵ات ویوصبح با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدمتمام بدن...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

.....//برده ی زیبا//......

وقتی درسش بد بود و..

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط