Funny & fierce
Funny & fierce
Part 21
(ویو جیمین)
داشتم توی خیابونا دنبالش می گشتم که دیدم توی یه کافه با یه پسر نشسته و داره میخنده. خیلی خیلی عصبی شدم
ماشین رو با عجله پارک کردم و بی وقفه وارد کافه شدم. سمت میزی که نشسته بود رفتم. پسره رو بلند کردم و یقهی لباسشو گرفتم
_تو کی هستی مرتیکه. برای چی با ههجینی
٪به تو چه، ولم کن
خیلی خیلی عصبانی بودم و دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم. اومدم بزنمش که....
(ویو ههجین)
یجورایی خوشحال بودم که سونگهون رو دوباره دیدم. داشتیم باهم درمورد گذشته حرف میزدیم، که یهو جیمین رو دیدم
وای خدای من بیچاره شدم. اون چجوری منو پیدا کرده
٪کی؟ چی شده؟
اومد و جلوی میز ما و سونگهون رو بلند کرد و یقهش رو گرفت
_تو کی هستی مرتیکه. برای چی با ههجینی
٪به تو چه، ولم کن
جیمیننننن ولش کن
خیلی ترسیده بودم معلوم بود خیلی عصبیه. یهو دیدم دستشو داره میاره بالا که بزنتش. منم نمیتونستم برم بینشون، پس برای اینکه آروم بشه و دیگه ادامه نده از پشت بغلش کردم
توروخدا تمومش کن همه دارن نگاه میکنن
(ویو جیمین)
اومدم بزنمش که ههجین بغلم کرد بخاطر همین یکم آروم شدم و ولش کردم. دست ههجین رو گرفتم و با خودم کشوندم سمت ماشین
_بیا بریم
داشتیم میرفتیم که سونگهون دست ههجین رو گرفت
٪نمیدونم کی هستی ولی من اجازه نمیدم اون باهات بیاد
دستشو پس زدم
_دستتو بکش. تو حق نداری به همسر من دست بزنی
٪از اولی که اومدی هی همسر همسر میکنی. فکر میکنی من نفهمیدم که داری نقش بازی میکنی
_نقش؟ مثل اینکه تو هیچی نمیدونی پس بزار برات قضیه رو روشنش کنم. ما باهم ازدواج کردیم پس ههجین همسر منه یعنی تو حق نداری باهاش سر یه میز بشینی یا بهش دست بزنی فهمیدی
٪چ....چی؟(تو شوک)......
شرط برای پارت بعدی : 10 لایک و ۱۰ کامنت
#فیک #fake
#جیمین #jimin
#بی_تی_اس #bts
Part 21
(ویو جیمین)
داشتم توی خیابونا دنبالش می گشتم که دیدم توی یه کافه با یه پسر نشسته و داره میخنده. خیلی خیلی عصبی شدم
ماشین رو با عجله پارک کردم و بی وقفه وارد کافه شدم. سمت میزی که نشسته بود رفتم. پسره رو بلند کردم و یقهی لباسشو گرفتم
_تو کی هستی مرتیکه. برای چی با ههجینی
٪به تو چه، ولم کن
خیلی خیلی عصبانی بودم و دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم. اومدم بزنمش که....
(ویو ههجین)
یجورایی خوشحال بودم که سونگهون رو دوباره دیدم. داشتیم باهم درمورد گذشته حرف میزدیم، که یهو جیمین رو دیدم
وای خدای من بیچاره شدم. اون چجوری منو پیدا کرده
٪کی؟ چی شده؟
اومد و جلوی میز ما و سونگهون رو بلند کرد و یقهش رو گرفت
_تو کی هستی مرتیکه. برای چی با ههجینی
٪به تو چه، ولم کن
جیمیننننن ولش کن
خیلی ترسیده بودم معلوم بود خیلی عصبیه. یهو دیدم دستشو داره میاره بالا که بزنتش. منم نمیتونستم برم بینشون، پس برای اینکه آروم بشه و دیگه ادامه نده از پشت بغلش کردم
توروخدا تمومش کن همه دارن نگاه میکنن
(ویو جیمین)
اومدم بزنمش که ههجین بغلم کرد بخاطر همین یکم آروم شدم و ولش کردم. دست ههجین رو گرفتم و با خودم کشوندم سمت ماشین
_بیا بریم
داشتیم میرفتیم که سونگهون دست ههجین رو گرفت
٪نمیدونم کی هستی ولی من اجازه نمیدم اون باهات بیاد
دستشو پس زدم
_دستتو بکش. تو حق نداری به همسر من دست بزنی
٪از اولی که اومدی هی همسر همسر میکنی. فکر میکنی من نفهمیدم که داری نقش بازی میکنی
_نقش؟ مثل اینکه تو هیچی نمیدونی پس بزار برات قضیه رو روشنش کنم. ما باهم ازدواج کردیم پس ههجین همسر منه یعنی تو حق نداری باهاش سر یه میز بشینی یا بهش دست بزنی فهمیدی
٪چ....چی؟(تو شوک)......
شرط برای پارت بعدی : 10 لایک و ۱۰ کامنت
#فیک #fake
#جیمین #jimin
#بی_تی_اس #bts
- ۷.۷k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط