+ سرم.......سرم خیلی درد گرفت آااخخ
+ سرم.......سرم خیلی درد گرفت آااخخ
( جیمین سر ات رو بوسید و آروم دستش رو گذاشت رو زخم ات )
× قزبون اون سرت برمم منننننن عشقم ...دکتر گفته تا چند روز همینطوری هستی
+ الان تو خوشحالییییی ؟
× مننننن؟
+ نهههههه پسسس عممم
× نه بابااا من کی خوشحال بودم
+ از وقتی که فرصت دوباره بهت دادم
× چقدر تو نمکییییی
+ آره ولی تو خیلی شرینی مثل دونه شکر
× هه هه هه ....ااااتتت من به نظر کسایی میام که شیرینم ؟.
+ آره چون خیلی شبیه کلم بوروکیلی هستی.
× منننن ؟ من کجان شبیه کلم بوروکیلی هست
+ شوخی کردمممم .....تو موچی منیییییی
× قربون اون حرف زدنت برم منننن
( جیمین سر ات رو بوسید و آروم دستش رو گذاشت رو زخم ات )
× قزبون اون سرت برمم منننننن عشقم ...دکتر گفته تا چند روز همینطوری هستی
+ الان تو خوشحالییییی ؟
× مننننن؟
+ نهههههه پسسس عممم
× نه بابااا من کی خوشحال بودم
+ از وقتی که فرصت دوباره بهت دادم
× چقدر تو نمکییییی
+ آره ولی تو خیلی شرینی مثل دونه شکر
× هه هه هه ....ااااتتت من به نظر کسایی میام که شیرینم ؟.
+ آره چون خیلی شبیه کلم بوروکیلی هستی.
× منننن ؟ من کجان شبیه کلم بوروکیلی هست
+ شوخی کردمممم .....تو موچی منیییییی
× قربون اون حرف زدنت برم منننن
- ۱۰۴
- ۲۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط