{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به یادت مرهمی دارم در آغوش خیال

من به یادت مرهمی دارم در آغوش خیال
مست در شعر و غزل‌، همراه بانوی خیال

لحظه‌ لحظه خاطرم پر می‌شود از عطر تو
می‌برد چونان مرا بی خود ز خود بحر خیال

آتش عشقت زند در جان من، ای جان من
این شررها چون گلی است اندر گلستان خیال

اشک شمع وصف خیال این من پروانه است
آتش است چون می نگارد تار و پود این خیال

می زند باران عشقت در هوای این خزان
شعری از نو می نگارد ثانی از وصف خیال
دیدگاه ها (۱)

ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بودمانند غزل های خودم، یارِ دل...

من چه کنم بدون تو،بی تو مرا دوام نیستراه به آخرش رسید،بی تو ...

در وادی عشق ِ تــو دلم خسته ترین استوای از دل دیوانه که دل ب...

گیرم از ته مانده ی عشق تو شعری ساختمسود شعرم چیست وقتی که تو...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

من به یادت مرهمی دارم در آغوش خیالمست در شعر و غزل‌، همراه ب...

دلتنگی ریشه دوانده در تار و پود ِ جانم دلم گرفته هوا گرفته ز...

امشب قلم با یادتو نغمه سرایی میکنددر قالب شعر غزل بس خود نما...

نامت را که بر زبان می آورم آن چشمان زیبایت در نگاهم  می نشین...

عاقبت در خاطراتم یک شبی گم می شویآخرش در لحظه هایم بی تجسم م...

***** دردِ انتظار *****نیست دردی همچو دردِِ انتظار .چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط