{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی

تک پارتی
۵ سال از رفتنش گذشته بود....
نبودنش خیلی سخت بود،نمیتونستم تحمل کنم
ولی اون منو از یادش برده بودو حتی صاحب بچه هم شده بود.
صبح شد،کلاس داشتم،کلاس رقص،مربی رقص بودم
حاضر شدم ک برم،قراره بود ی نفر بیاد پیشم تا براش رقص یاد بدم
رسیدم سالن،دختری ک قرار بود رقص یاد بگیره اومده بود
پرسیدم ازش اسمت چیه؟
گف لیا
گفتم ممنون شدم از دیدنت لیا
منم
گفتم رقصمون رو شرو کنیم
بله شرو کنیم
شروع کردیم برا رقص اینطور ک معملوم بود ب رقص علاقه ی شدیدی داش
تایم رقصمون تموم شد،بهش گفتم من باید با بابات حرف بزنم تا برات ی فرم پر کنه
گف باشع الان زنگ میزنم بیاد
نیم ساعت بعد.....
باورم نمیشد،چون بعد ۵ سال اونو دیدم ،آره جین
خودش بود
سلام خانم ب دخترم گفتین باباتون بیاد بفرمایین
سلام.بعد از کمی مکث گفتم آره
ب لیا گف برو ماشین
بهش گفتم این ورقع رو پر کنین
پر کرد داد دستم،بهم گف چقد تغییر کردی
گفتم برا ت چ فرقی میکنه ولم کردی رفتی
برام سخت بود ک ترکت کنم
اگ دوسم داشتی بر میگشتی.
دستمو گرف منو گذاشت روی میز،بدون اینکه یه چیزی بگه بوسم کرد،بعد رفت...
#تک_پارتی
#فیک
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

پآرت⁸یه یونگی نگاه کردماهمیتی ندادم ولی هوووف بزرگی از عصبان...

تو منو دوست داری؟پارت ۲۴ویو انیاامروز منو بکی جونم ۲۳ سالمون...

سناریو باکودکو

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط