{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟯

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟯
+اره درسته من پیشه تهیونگم چندروزبعداز اون شب بارونی من با جونگ کوک خوب شدم یعنی عاشقش شدم ی شب داشتیم دست تو دست قدم می‌زدیم که تهیونگ با چندتا آدم اومد سمتمون ی گلوگه زد توی قلبه جونگ کوک جونگ کوک افتاد منو هم با خودش برد الا یک سال میگذره هرروز هر ثانیه دارم فکرمی‌کنم زندست یا نه دنبالم میگرده یا نه منو وقتی تهیونگ برد پیشه خودش فقط میزدم به زور بهم تجاوز میکرد پارانویا داشت نمیزاشت تلویزیون ببینم گوشیمو گرفته بود بجز خودش و خدمت کارا جرئت نداشتم با کسی حرف بزنم خسته شده بودم چند هر روز منتظر بودم ببینم کیی قراره بیاد به بهونه های جدید منو بزنه من فکر میکردم خیلی آدمه خوبیه ولی اینجوری نبود هر وقت چیزی میشد یادم به اون شبه بارونی
هیشش نترس من اینجام پس کجایی ها
@لیا به چی فکرمیکنی
-هیچی عزیزم
@خوبه امروز نمیرم سره کار
-چه خوب پیشه هم می‌مونیم باهم وقت میگذرونین
@اره عزیزم
+میگم که میشه بریم بیرون لطفاً
@نه عزیزم هربار دارم میگم نه
+چشم
@به اون جونگ کوک که فکر نمیکنی
+نه اون دیگه برام مرد ه ه همون اولم دوسش نداشتم
@افرین ....اینقدر دلم میخواد بچه دار شیم
+.......ا اوه هوم م منم
@بنظرت شبیه من میشه یا تو
+حتما پسرمون شبیه تو میشه
@دخترمونم شبیه مامانش
اومد لبشو گذاشت روی لبم نرم می‌بوسید
@هنوز یاد نگرفتی
+نه ولی قول میدم یاد بگیرم (خنده فیک)
@عروسکه نازم
گوشیش زنگ خورد
@خب............نه نمیتونم .........خودتون حلش کنین...........اوف خدا لعنتتون ...........باشه اومدم
+عشقم میری
@دورت بگردم ببخشید قول میدم فردا دیگه جایی نرمو پیشت بمونم
+قول
@قول میدم
+باشه برو مراقب خودت باش
@خداحافظ
+خداحافظ
......رفت ی نفس عمیق کشیدم اوف بلاخره راحت شدم تو هیچوقت نمون هوف رفتم توی اتاق خدمت کارا یواشکی که صدای اخبار از گوشیشون میومود
,جئون جونگ کوک بزرگ ترین مافیا آسیا و سحام داره شرکت های کره که یک سال پیش ازدواج کرده بود همسرش را دزدیدن اون بعداز گلوله به قلبش یک ماه در کماه بود و دارد کله کشوره کره را دنباله همسرش جئون لیا میگردد همونجور که مشاهده میکنین اگر کسی به شباهتی این خانم پیدا کردید با شماره زیر تماس بگیرد سریع رفتم تو
+ل لطفاً گوشیو بدین قسم میخورم به تهیونگ چیزی نگم لطفاً
.بده بهش
+ممنون
سریع با شماره تماس گرفتم جونگ کوک بود
-بله
+ج جونگ کوک
-لیام
+جونگ کوک منو تهیونگ برده
-لیام کجایی
+ن نمیدونم فقط می‌دونم ی جایی وسط جنگل
@گوشیو از دستش گرفت قطع کرد
@لیا
+م م من
دیدگاه ها (۶)

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تک پارتی، تهکوک | «قرار نبود عاشقت بشم»ساعت نزدیک دو نیمه‌شب...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط