{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

....

....
♥ ♥
مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستی
مثل خورشیدم برایت، ماه تابان نیستی

روز و شب با ساز تو رقصیدم اما بی وفا
در کنارم هستی اما شاد و رقصان نیستی

دوست دارم مثل رودی پر تلاطم باشی و
ساکتی و گوشه گیری، اهل طغیان نیستی

ساز کوکی بودم و ساز مخالف می زدی
بر دل آشفته ام گویی که سامان نیستی

همچو بیماری شدم شاید پرستارم شوی
من ندانستم که خود،دردی ودرمان نیستی

نیمه ی پر بودم و لبریز احساسات ناب
"پر" که نه،حتی برایم نصف لیوان نیستی

در نبودت چشم خود را حلقه بر در میکنم
شک ندارم در نبودم زار و نالان نیستی

فکر کردم بعد من عشقم عذابت می دهد
گوییا آسوده هستی ، فکر جبران نیستی....
دیدگاه ها (۹)

مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستیمثل خورشیدم برایت، ماه ت...

....مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستیمثل خورشیدم برایت، م...

....مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستیمثل خورشیدم برایت، م...

مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستیمثل خورشیدم برایت، ماه ت...

مثلِ یڪ دریا شدمـ، اما تو باران نیستےمثلِ خورشیدمـ برایت، ما...

رمان:دلدادگی... (قسمت اول) ”باران" عصبی توی اتاقم قدم م...

عشق کنج پیاده‌رو افتاد

معین در آخرین کنسرت خود نه تنها اجازه ورود پرچم شیر و خورشید...

من از عشق بارون به دریا زدم🥺به بارونو به آسمون دعوتیم🫠چه مهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط