{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

....

....

مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستی
مثل خورشیدم برایت، ماه تابان نیستی

روز و شب با ساز تو رقصیدم اما بی وفا
در کنارم هستی اما شاد و رقصان نیستی

دوست دارم مثل رودی پر تلاطم باشی و
ساکتی و گوشه گیری، اهل طغیان نیستی

ساز کوکی بودم و ساز مخالف می زدی
بر دل آشفته ام گویی که سامان نیستی

همچو بیماری شدم شاید پرستارم شوی
من ندانستم که خود،دردی ودرمان نیستی

نیمه ی پر بودم و لبریز احساسات ناب
"پر" که نه،حتی برایم نصف لیوان نیستی

در نبودت چشم خود را حلقه بر در میکنم
شک ندارم در نبودم زار و نالان نیستی

فکر کردم بعد من عشقم عذابت می دهد
گوییا آسوده هستی ، فکر جبران نیستی....
دیدگاه ها (۱)

....گفتم که با فراق مدارا کنم، نشدیک روز را بدون تو فردا کنم...

♥ ♥

....ترسم این است نیایی نفسم تنگ شودنقش رویایی تو هی کم و کم ...

بگو

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹¹ مادربزرگ : الان می گم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط