{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

....

....

مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستی
مثل خورشیدم برایت، ماه تابان نیستی

روز و شب با ساز تو رقصیدم اما بی وفا
در کنارم هستی اما شاد و رقصان نیستی

دوست دارم مثل رودی پر تلاطم باشی و
ساکتی و گوشه گیری، اهل طغیان نیستی

ساز کوکی بودم و ساز مخالف می زدی
بر دل آشفته ام گویی که سامان نیستی

همچو بیماری شدم شاید پرستارم شوی
من ندانستم که خود،دردی ودرمان نیستی

نیمه ی پر بودم و لبریز احساسات ناب
"پر" که نه،حتی برایم نصف لیوان نیستی

در نبودت چشم خود را حلقه بر در میکنم
شک ندارم در نبودم زار و نالان نیستی

فکر کردم بعد من عشقم عذابت می دهد
گوییا آسوده هستی ، فکر جبران نیستی....
دیدگاه ها (۲۸)

....گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنمگفت نبض ضربانی تو بگو م...

..تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام سرمه بر چشم سیه، شان...

...بی تو تنهایی مرا بدجور تنها کرده است عاشقی دیوانه ومجنون ...

....ترسم این است نیایی نفسم تنگ شودنقش رویایی تو هی کم و کم ...

مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستیمثل خورشیدم برایت، ماه ت...

مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستیمثل خورشیدم برایت، ماه ت...

....♥ ♥ مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستیمثل خورشیدم برای...

....مثل یک دریا شدم ، اما تو باران نیستیمثل خورشیدم برایت، م...

مثلِ یڪ دریا شدمـ، اما تو باران نیستےمثلِ خورشیدمـ برایت، ما...

رمان:دلدادگی... (قسمت اول) ”باران" عصبی توی اتاقم قدم م...

عشق کنج پیاده‌رو افتاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط